پرسش و پاسخ حماسی با ساندر ون دایک

در این قسمت، ساندر ون دایک به سوالات انجمن مدرسه حرکت پاسخ می دهد. برای چند بمب دانش حماسی آماده شوید.

یک دفترچه یادداشت بردارید زیرا می خواهید یادداشت برداری کنید.

ما در آستانه ورود به ذهن ساندر ون دایک هستیم. ساندر به عنوان یکی از نخبه ترین هنرمندان موشن گرافیک شناخته می شود. او نه تنها با برخی از بهترین هنرمندان و استودیوهای این حوزه (از جمله Buck و Gmunk) کار کرده است، بلکه به نویسنده ابزارهای مفید After Effects مانند Ray Dynamic Color، Ourobouros و دیگران کمک کرده است.

او همچنین تعداد زیادی محتوای آموزشی مفید از جمله دوره‌ای در مورد مشاغل آزاد و دوره‌ای کاملاً جدید به نام روش‌های حرکت پیشرفته در مدرسه حرکت ایجاد می‌کند.

به افتخار کلاس جدید، فکر کردیم جالب است به شما، جامعه مدرسه حرکت، این توانایی را می دهد که از این افسانه صنعت هر چیزی که می خواهید بپرسید. نتیجه یکی از طولانی‌ترین و متراکم‌ترین قسمت‌های پادکست است که تا به حال منتشر کرده‌ایم. امیدواریم از این یکی لذت ببرید!

روش‌های حرکتی پیشرفته

همانطور که قبلاً گفتیم، ساندر یک دوره کاملاً جدید در مدرسه حرکت به نام روش‌های حرکت پیشرفته ایجاد کرده است. این دوره یک شیرجه عمیق در تکنیک ها و گردش کار طراحان حرکت در بالاترین سطح موگراف است. اگر تا به حال آرزو داشته اید که از برخی از بزرگترین طراحان حرکت در جهان بیاموزید، این دوره آموزشی برای شماست. شما می توانید اطلاعات بیشتری در موردنیات، اما تأثیر آنها بر جهان چه بوده است. بنابراین، مثلاً فیس بوک، آنها ممکن است قصد داشته باشند که واقعاً یک جامعه بازتر یا هر چیز دیگری ایجاد کنند، اما تأثیر واقعی آنها بر جهان چیست؟ خوب، اثرات مثبت زیادی وجود خواهد داشت، اما اثرات منفی زیادی نیز وجود خواهد داشت، بنابراین شما باید آنها را متعادل کنید.

ساندر ون دایک: می دانید، آیا این محصول به مردم قدرت می بخشد یا آنها مصرف می کنند. مزیت مردم؟ آیا کاری وجود دارد که بتوانید با این پروژه انجام دهید که ممکن است مقیاس را به جایی برساند که این پلتفرم بیشتر به پلتفرمی تبدیل شود که در آن افراد را توانمند می کند؟ می دانید، من شخصاً تا حدودی احساس مسئولیت می کنم. اگر من روی یک تبلیغ بزرگ نوشابه کار کنم، اساساً میل بچه‌ها را مهندسی می‌کنم و آنها را متقاعد می‌کنم که چیزی مصرف کنند که خودم هرگز نمی‌نوشم، زیرا بسیار اعتیادآور است و خیلی سالم نیست. بنابراین، اگر انتخابی داشتم ترجیح می دادم تمرکزم را جای دیگری بگذارم.

ساندر ون دایک: و، می دانید، در اوایل کارم واقعاً نمی توانستم آنقدر انتخابی باشم که اکنون هستم. ، و شاید من هم واقعاً به اندازه ای که اکنون دارم اهمیت نمی دهم. بنابراین، همانطور که من پیشرفته تر شدم و بیشتر به سمت شغل آزاد حرکت کردم، در واقع توانستم آن تصمیمات را برای خودم بگیرم، و فکر می کنم که در واقع ابزارهایی برای جامعه بسازم، و دوره هایی مانند The Advanced Motion Methods، و حتی دوره آزاد را ایجاد کنم. همه خیلیمن فکر می کنم برای کمک به مردم برای به دست آوردن همان قدرت یا آزادی لازم است تا بتوانند همان کار را انجام دهند.

جوی کورنمن: درست است. بنابراین، اجازه دهید این را به روش دیگری بپرسم زیرا شما به نوعی در مورد آن صحبت کردید. چیزی که می خواستم از شما بپرسم این است که به دلیل سطحی که در حرفه خود به آن رسیده اید، برای شما یک لوکس است؟ و شما گفتید وقتی جوانتر بودید و در اوایل زندگی حرفه ای خود نمی توانستید آنقدر حساس باشید، اما، می دانید، فکر می کنم زمان هایی وجود دارد که می دانم احساس شما در مورد کشاورزی پایدار و مواردی از این دست چیست، بنابراین اگر مونسانتو از شما خواسته است که برای آنها قطعه ای بسازید که احتمالاً نه می گویید.

جوی کورنمن: اما چه می شود اگر، می دانید، چه می شود اگر شخصی گیاهخوار باشد و از او خواسته شود که یکی از آن "Got" را بسازد. شیر؟" لکه ها یا چیزی شبیه به آن که در آن هیچ چیز افتضاحی وجود ندارد. این شبیه چیزی نیست که به نوعی "وای، احساس ناخوشایندی دارد. این احساس به نوعی مانند یک شرکت شیطانی" است. این فقط به نوعی در تضاد با یک جنبه از شخصیت آنهاست.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: فکر می کنید در چه مرحله ای باید سکوت کنید و پول را بردارید؟

ساندر ون دایک: خوب، شما هرگز مشتری 100% خوب را پیدا نمی کنید. مثلاً بگویید یک موسسه خیریه دارید که برای افراد فقیر چاه حفر می کند تا آنها آب آشامیدنی داشته باشند. خوب، شما می توانید بگویید که این چیز بسیار خوبی است، درست است؟ چون آن مردم آب نداشتند، مجبور بودند کیلومترها پیاده روی کنند تا به آب برسند،اما شما همچنین می توانید بحث کنید که آیا شروع به سوراخ کردن لایه آب زیرزمینی در یک منطقه بسیار کویری ایده خوبی است؟

ساندر ون دایک: یا ممکن است شرکتی داشته باشید که کفش های رایگان به شما می دهد. وقتی یکی میخری درسته؟ اما واقعاً چه تأثیری بر اقتصاد محلی آنجا و افرادی که در آن کشور کفش می‌سازند می‌گذارد؟

ساندر ون دایک: بنابراین، من نمی‌گویم که این سازمان‌های غیرانتفاعی فوق‌العاده شیطانی هستند یا برخی از آنها وجود دارند. نوعی توطئه عجیب در پشت آنها وجود دارد، اما من فقط نشان می دهم که چیزها جنبه های مختلفی دارد. همیشه یک چیز خوب یا بد وجود دارد و شما فقط باید تعادل را در آن پیدا کنید.

ساندر ون دایک: می دانید، چیزهای بیشتری در آن وجود دارد، و باز هم، همه چیز به ارزش های شما بستگی دارد. و نیازهای شما هستند. اگر شما یک گیاهخوار هستید و از نحوه رفتار دنیای ما با حیوانات کاملاً منزجر هستید، از آن دوری کنید، روی چیز دیگری کار کنید. اما، آیا به پول نیاز دارید و متوجه می‌شوید که اگر آن شغل را انتخاب کنید، می‌توانید یک ماه را صرف تبلیغ غذاهای گیاهی کنید؟ عالیه. شاید این یک گزینه باشد.

ساندر ون دایک: اکنون، شیر این روزها دیگر واقعاً شیر نیست. مانند اکثر محصولات غذایی به شدت با رایحه، غلیظ کننده و مواد نگهدارنده اضافه شده اصلاح شده است.

جوی کورنمن: بله.

ساندر ون دایک: و این چیزها، دوباره، آن چیزها برای دلیل خاص نه به خودی خود زیرا آنها فوق العاده شیطانی هستند، اماسوال این است که سوال واقعی این است که دنیایی که می خواهید در آن زندگی کنید؟ اگر نه، شاید می‌توانید با مهارت‌هایتان کاری در مورد آن انجام دهید.

ساندر ون دایک: می‌دانید، اگر قرار است وقتم را صرف کنم، ترجیح می‌دهم روی چیزی کار کنم که برایم معنادار باشد، و ترجیحا با افرادی که عقاید مشابهی دارند و کار کردن با آنها نیز بسیار سرگرم کننده است.

ساندر ون دایک: و آیا این یک تجمل است؟ خوب، من اینطور فکر نمی کنم مگر اینکه واقعاً ثروتمند به دنیا بیایید. مانند، از طریق سخت کوشی و مهارت های خود، خود را در موقعیت مالی باثباتی قرار می دهید تا بر اساس باورهای اخلاقی خود، آن انتخاب ها را انجام دهید. اما حتی برای من ممکن است زمانی پیش بیاید که مجبور شوم شغلی را انتخاب کنم که ممکن است آنقدر دوست نداشته باشم اما قبوض را بپردازم، اما قبل از اینکه بتوانم اجازه دهم تا این حد پیش برود، چگونه می توانم مطمئن شوم که می توانم بیشتر هزینه هایم را خرج کنم. زمان انجام کاری که من معتقدم بهترین است؟

جوی کورنمن: این عالی است.

ساندر ون دایک: مثل اینکه، شما باید صورت حساب ها را بپردازید. واقعیت این است که ما در دنیایی زندگی می کنیم که اکثر مردم موفقیت را بر اساس مقدار پولی که دارند اندازه گیری می کنند. مانند کشورها، موفقیت را بر اساس تولید ناخالص داخلی، تولید ناخالص داخلی، و متأسفانه نه بر اساس منابع طبیعی یا کیفیت زندگی مردمی که در آن کشور زندگی می کنند، می سنجند.

ساندر ون دایک: اکنون، من به اندازه گیری موفقیت بر اساس اعتقاد دارم. کیفیت زندگی که تجربه می کنم و ثروت افراد اطرافم و چگونگی محیطاست، و پول برای من فقط ابزاری است که می‌توانیم از آن برای این امکان استفاده کنیم.

جوی کورنمن: من آن را دوست دارم. رفیق، این من را تا حدودی به یاد ایده اعتبارات کربن می اندازد که در آن شما یک سیاستمدار هستید و با یک جت شخصی به اطراف پرواز می کنید، اما بعد از آن با اهدای پول یا چیزی شبیه به آن به نوعی آن را جبران می کنید.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: بنابراین، این یک قسمت کامل پادکست است-

ساندر ون دایک: می دانم.

جوی کورنمن: ورود به اخلاق از این. بنابراین، من می خواهم ما را همراهی کنم، اما-

ساندر ون دایک: بله، لطفاً انجام دهید. من هم خیلی از این موضوع خوشحال شدم.

جوی کورنمن: بله. هرکسی که گوش می‌دهد، ما مطمئناً دوباره این موضوع را بررسی خواهیم کرد.

جوی کورنمن: بنابراین، در اینجا یک سوال دیگر از مخاطبان وجود دارد و در واقع سوال خوبی است. من اغلب در مورد شما تعجب کرده ام. چگونه می‌توانید زمان را برای ساختن افزونه‌ها، ساختن آموزش‌ها، کار بر روی پروژه‌های مشتری، تشکیل کلاس‌ها، سفر به دنیا، انجام تمام کارهای مختلفی که انجام می‌دهید مدیریت کنید. چگونه پهنای باندی برای آن دارید؟

ساندر ون دایک: من ندارم. من به پهنای باند بیشتری نیاز دارم. بله، منظورم این است که این روزها یک مبارزه واقعی است. من احساس می کنم این یک مبارزه برای بسیاری از مردم در این دنیا است زیرا سریعتر و سریعتر حرکت می کند. و من واقعاً به این افتخار نمی کنم، اما روزها و تعطیلات آخر هفته واقعاً طولانی کار می کنم، تا جایی که گاهی اوقات مشکلات سلامتی شروع می شود، و این بسیار شدید است، و مطمئناً برای همه مناسب نیست، امامن نمی‌توانم از این پروژه‌ها پرشور نباشم.

ساندر ون دایک: اگر ایده‌ای برای ابزار خاصی در ذهنم داشته باشم، نمی‌توانم کمکی به آن کنم. من نمی توانم فقط روی مبل بنشینم. من فقط باید بروم و آن را ایجاد کنم. و همه چیزهایی که در حال حاضر وجود دارد، درست مانند خاراندن سطح چیزی است که در ذهن دارم. من می‌توانم زندگی‌های خیلی بیشتری را با تمام چیزهایی که در ذهن دارم پر کنم، اما همیشه تعادل این جمله است: «خب، چه چیزی مهم‌تر است؟ چقدر در رسانه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانم؟ چقدر وقت می‌گذرانم. در حال پاسخ دادن به ایمیل ها؟ چه ساختارها یا سیستم هایی را می توانم اختراع کنم تا بتوانم در زمان خود صرفه جویی کنم؟"

جوی کورنمن: بله، و می توانم به فردی که این سوال را پرسیده است بگویم که اکنون با شما ساندر کار کرده است. برای ماه‌ها در این کلاس، من قطعا می‌توانم این واقعیت را تضمین کنم که شما یکی از سخت‌کوش‌ترین افرادی هستید که تا به حال ملاقات کرده‌ام. و این به من یادآوری می کند، می دانید، ما اخیراً آش ثورپ را در پادکست داشتیم و من همان سوال را از او پرسیدم و او همان پاسخ را به من داد. او می‌گفت: «من واقعاً خیلی کار می‌کنم، واقعاً سخت است». من در چند سال گذشته با افراد موفق زیادی آشنا شده ام و این یک وجه مشترک است. می دانید، این انگیزه وسواس گونه برای به پایان رساندن کارها، و شروع چیزهای جدید، و انجام پنج چیز در آن واحد، می دانید؟

ساندر ون دایک: آره. میدونی،فقط زمان محدودی برای شما در این زمین وجود دارد، و تنها در آن زمان ممکن است، و به همین دلیل است که من نیز به سلامت و کیفیت زندگی اهمیت زیادی می دهم، زیرا اگر احساس سلامتی داشته باشم به این معنی است که هر چند وقت یکبار مریض نمی شوم، انرژی بیشتری دارم. بنابراین، کاری که من انجام می‌دهم این است که در 23 سالگی نوشیدن الکل را ترک کردم، هرگز سیگار نکشیده‌ام، نوشیدن الکل را ترک کردم زیرا قبلاً انرژی زیادی دارم.

جوی کورنمن: شما به آن نیاز ندارید. .

ساندر ون دایک: بنابراین، بله، منظورم این است که من فقط این راهبردها را برای در دسترس قرار دادن هر چه بیشتر وقتم با ذهنی روشن دارم تا بتوانم روی چیزی که بیشتر برایم ارزش دارد تمرکز کنم.

جوی کورنمن: بله. عالی. دوستش دارم. خوب، حالا قرار بود به گذشته برگردیم. این سوال ... بله. ببینید، اینها سوالات خوبی هستند. من قصد دارم این کار را بیشتر انجام دهم، مخاطبان خود را وادار به پیشنهاد سوالات کنم. راحت تر است. من مجبور نیستم آنها را بیاورم.

جوی کورنمن: بسیار خوب. بنابراین، چگونه کار خود را در هلند شروع کردید؟ و این شخص در واقع اهل هلند نیز هست. گفتند من هلندی هستم و تعجب می کنم که چطور از اینجا به جایی که الان هستی رسیدی چه مراحلی را طی کردی؟ بله، این یک سوال عالی است زیرا هلند کشور کوچکی است. منظورم این است که چند استودیو بسیار معروف در سطح جهانی در آنجا وجود دارد، اما شما 50 مورد از آنها را نمی شناسید؟

ساندر ون دایک: درست است. و آنها، فقط یک زن و شوهر بودندوقتی از مدرسه خارج شدم و شروع کردم. بنابراین، فکر می‌کنم بدیهی است که در هلند دوره‌های کارآموزی زیادی انجام دادم، زیرا مدرسه‌ام آنقدرها خوب نبود. این یکی از آن مدارس هنری فانتزی نبود. بنابراین، من به مدرسه ای رفتم که در آن شما آزادی و زمان زیادی برای خود داشتید. بسیاری از مردم به بازی علاقه داشتند، بنابراین وقت خود را صرف بازی کردند. من واقعاً به طراحی متحرک علاقه داشتم، بنابراین تمام وقتم را صرف یادگیری در مورد طراحی حرکت کردم، و به جای اینکه در مدرسه چیزهایی را به شما آموزش دهم، فکر کردند که این ایده خوبی است که شما را به دوره های کارآموزی زیادی بفرستند. بنابراین، کارآموزی را در ایستگاه های تلویزیونی در هلند انجام دادم و یاد گرفتم که چگونه ویرایش کنم. بعد از آن در شرکت های جلوه های بصری کارآموزی کردم. در واقع Filmmore در آمستردام. من در آنجا چیزهای زیادی یاد گرفتم.

ساندر ون دایک: و در نهایت به مدرسه برگشتم و یکی از دوستانم گفت: "اوه، من این دوره کارآموزی را در این شرکت به نام [Exopolis 00:21: 52] در لس آنجلس." و این زمانی بود که واقعا برای من کلیک کرد. من مثل "یک لحظه صبر کن، می توانی در خارج از کشور کارآموزی بگیری؟" و از آنجا بود که من واقعاً شروع به درک کردم، "اوه، یک لحظه صبر کنید، تمام آن استودیوهای طراحی حرکتی که در ایالات متحده به دنبال آنها بوده ام، می توانم به آنجا بروم و می توانم چیزی از این افراد بیاموزم."

ساندر ون دایک: بنابراین، در آن زمان بود که شروع کردم به ایجاد یک استراتژی برای ارسال ایمیل به استودیوهایی که دوستشان داشتم، و در نهایت یک استودیو به من بازگشت.فرصت، یکی از هشت استودیویی که ایمیل زدم، و آن King and Country بود، بنابراین برای کارآموزی به آنجا رفتم. آنها به تازگی به عنوان یک شرکت شروع به کار کرده بودند، و بله، همه چیز اینگونه شروع شد.

ساندر ون دایک: بنابراین، این واقعاً به این است که بدانیم ممکن است و فقط تلاش کنیم، دنبالش برویم و ببینیم که آیا کار می کند، و اگر کار کند... مثلاً، من در آن زمان حتی انگلیسی صحبت نمی کردم، اما یکی از دوستانم در ایمیلی که سعی می کرد آن را به زبان انگلیسی بنویسد، کمک می کرد و بسیار طولانی بود. خیلی طولانی بود و این یک معجزه است که کار کرد.

جوی کورنمن: بله، اما من آن را دوست دارم، می دانید، بنابراین هرکسی که گوش می دهد، شما هشت ایمیل ارسال کردید که هفت تای آنها درست نبود؟

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: بنابراین، یکی از هشت، و این احتمالاً متوسط ​​است درست است؟ و برای یک دوره کارآموزی بود، اینطور نبود، "هی، می خواهی من را به صورت آزاد استخدام کنی. این بچه هلندی که هرگز ندیده ای و قبلاً با او کار نکرده ای." نه، شما احتمالاً در یک دوره کارآموزی با دستمزد بسیار کم و واقعاً ترسناک بودید.

جوی کورنمن: بنابراین، منظورم این است که برای من چیزی که در مورد این پاسخ دوست دارم ساندر این است که واقعاً هیچ جادویی در آنجا وجود ندارد. شما واقعاً کار ترسناکی انجام دادید، زیاد به شما گفتند نه تا زمانی که یک نفر گفت بله و سپس پای شما در در بود، و این همان راز درست است؟

ساندر ون دایک: درست است. باید زمان مناسبی باشد آن را نیز باید به ... چون برای استودیومثلاً، من فقط هشت استودیو را انتخاب کردم زیرا واقعاً یک ایمیل شخصی به همه این استودیوها ارسال کردم، زیرا می‌دانستم اگر چیزی تصادفی ارسال کنم، کار نمی‌کند. من هرگز نمی خواهم به آن پاسخ دهم. بنابراین، به استودیوها گفتم که چرا از کاری که آنها انجام می‌دهند، خوشم آمد، و فقط هشت مورد بودند که واقعاً به آنها توجه کردم، بنابراین واقعاً می‌خواستم فقط برای آن‌ها کار کنم.

ساندر ون دایک: و مهربان و کشور در واقع بود. یک استودیوی شروع تازه شروع کرده بودند. آنها یکسری کارگردان و تهیه کننده خلاق شرکتی به نام ... اوه مرد. شاید طرح ها را باور کنیم؟ من فکر می کنم این باور طراحی است. اما، سپس آنها کار خود را در آنجا رها کردند تا استودیوی خود را راه اندازی کنند. بنابراین، برای آنها منطقی بود که یک کارآموز داشته باشند، در حالی که شاید برای همه استودیوهای دیگر آنها قبلا یک کارآموز داشتند، شاید علاقه ای نداشتند.

جوی کورنمن: درست است.

ساندر ون دایک: بنابراین، واقعاً من فکر می‌کنم این واقعاً مربوط به زمان‌بندی و اطمینان از این است که شما... همچنین مطمئن شوید که متعهد هستید. نشان دهید که مایل به یادگیری هستید. مثلاً، برای هر استودیویی که تصور می‌کنم، بسیار وحشتناک است که کسی را استخدام کند که انگیزه ندارد. نشان دهید که مشتاق یادگیری چیز جدیدی هستید، فکر می‌کنم همان چیزی است که به طور بالقوه باعث شده در آن ایمیل یا هر چیز دیگری اتفاق بیفتد.

جوی کورنمن: بله. اینها همه توصیه های شگفت انگیزی است.

جوی کورنمن: بنابراین، فکر می کنم یک سوال دیگر مربوط به داستان اصلی شما باشد. سوال این است که شماصفحه دوره، یا می توانید این تریلر دوره را بررسی کنید. همچنین، گرافیک پایانی توسط Gunner ساخته شده است. این افراد بسیار با استعداد هستند...

نمایش یادداشت ها

  • ساندر
  • روش های حرکتی پیشرفته
  • راهنمای فریلنسینگ نهایی
  • ابزار

هنرمندان/استودیوها

  • Exopolis
  • King and Country
  • Max Stossel
  • توپچی
  • بی گراندینتی
  • باک
  • جیک سارگئنت

قطعه ها

  • از معروف کردن قاتلان خودداری کنید
  • لوگوی F5
  • Pausefest
  • Summer Rooftop
  • Tiny Ant

منابع

  • Bootcamp انیمیشن
  • The Dip اثر ست گودین
  • Blend
  • Loop de Loop
  • Figma
  • Affinity
  • Sketch
  • Modo
  • Cinema 4D
  • ScreenFlow
  • Final Cut Pro X
  • یونیتی

متفرقه

  • 16 شخصیت

ساندر ون دایک رونوشت

جوی کورنمن: ساندر ون دایک یکی از شناخته شده ترین انیماتورهای افترافکت در جهان است. مسلماً معروف شدن برای آن چیز بسیار عجیبی است، اما صادقانه بگویم که او این شهرت را به دست آورده است. ساندر نه تنها با برخی از بهترین استودیوها و هنرمندان این رشته، باک و [جیما 00:00:51] برای نام بردن یک زوج کار کرده است، بلکه به نویسنده ابزارهای بسیار مفیدی برای افترافکت ها مانند Ray Dynamic Color، Ray Dynamic نیز کمک کرده است. بافت، و Ouroboros. او یک کلاس فریلنسری در سایت خود ایجاد کرده است و اکنون حتی پیش رفته و با آن کلاس ساخته استدر مصاحبه دیگری اشاره کردید که شما در رشته ساختمان و معماری تحصیل کرده اید. چه تأثیری بر حرفه انیمیشن شما گذاشت؟

ساندر ون دایک: خوب، معماری نیز طراحی است، اما شما فقط با مواد فیزیکی در مقابل پیکسل ها طراحی می کنید، فکر می کنم درست است؟ و همچنین حل مسائل زیادی در معماری وجود دارد، و من فکر می‌کنم دقت هندسی زیادی دارد، و دوست دارم آن را در کارم نیز قرار دهم.

ساندر ون دایک: بنابراین، فکر می‌کنم این نیز بسیار است. .. مثلاً، من از معماری قدیمی‌تر الهام گرفته‌ام، مثل قبل از اینکه کامپیوترها و چیزهای مشابهی وجود داشتند، زیرا در گذشته. مثل الان که اندازه گیری داریم. ما مانند "اوه، این 10 سانتی متر یا 10 اینچ است." اما در آن روزگار آنها فقط با استفاده از هندسه معابد و هر چیز دیگری مانند ساختمان های بزرگ می ساختند و می ساختند. آنها می گفتند، "خب، بیایید ابتدا یک دایره را پایین بیاوریم، و سپس یک مثلث را داخل آن قرار دهیم، و سپس بر اساس جایی که این گوشه به خط دیگر برخورد می کند، جایی که مربع دیگری را شروع می کنیم." آنها فقط طراحی بر اساس آن را دوست دارند، و چیزی که شما به دست می آورید این قطعه معماری بسیار هماهنگ است، و این چیزی است که من دوست دارم مطالعه کنم، و دوست دارم آن را در کار خودم به کار ببرم. این نیز برخی از مواردی است که در صورت شرکت در دوره روش‌های حرکت پیشرفته، در مورد آن‌ها خواهید آموخت.

ساندر ون دایک: بنابراین، این واقعاً چگونه معماری به من الهام می‌دهد، و دقیقاً مثل این است که تقریباً یکسان است. من می گویم این بسیار استارتباط نزدیکی دارد.

جوی کورنمن: رفیق، این برای من جذاب است. من هرگز اینطور به آن فکر نکرده بودم، و حالا که شما این را گفتید و من می روم به بسیاری از کارهای شما نگاه می کنم، و می دانید، منظورم این است که اگر بخواهم آن را هندسی توصیف کنم، یک کلمه است. استفاده کنید.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: این واقعاً جذاب است. و بنابراین، من کاملاً می توانم ببینم که چگونه این تأثیر در انیمیشن شما نفوذ کرده است.

جوی کورنمن: بنابراین، اجازه دهید کمی بیشتر در مورد کار شما صحبت کنیم. بنابراین، در اینجا یک سوال خوب دیگر وجود دارد. به عنوان یک طراح حرکت، هنگام کار بر روی یک پروژه برای مشتری، چگونه یک هدف را تعریف می کنید و چگونه می دانید که هدف چه زمانی محقق شده است یا خیر؟ و حدس می‌زنم روشی که من این سوال را تفسیر می‌کنم این است که اگر مشتری شما را استخدام کند و بگوید: "هی، ما از شما می‌خواهیم این قطعه را برای ما متحرک کنید تا در مورد محصول جدیدمان به مردم بگوییم و آنها را هیجان زده کنیم." چگونه می دانید که به آن هدف دست یافته اید؟

ساندر ون دایک: درست است. خب، بگذارید یک داستان برای شما تعریف کنم زیرا من اکنون یک فرآیند دارم که از آن استفاده می کنم، اما قبلا آن را نداشتم و این چیزی است که باعث شد متوجه شوم که به چنین فرآیندی نیاز دارم.

ساندر ون دایک : بنابراین، من استخدام شدم تا این تیزر ویدیوی بسیار جالب را برای این شرکت فناوری که ابزار جدید خود را به نمایش می‌گذاشت، انجام دهم و گفتم: "باحال، بیا این کار را انجام دهیم." بنابراین، من تازه شروع کردم، و این ویدیوی یک دقیقه‌ای را ایجاد کردم، و در طول مسیر مدیرعامل شروع به درک این موضوع کرد که همه ویژگی‌هاکه او می خواست در ویدیو توضیح دهد و در مورد آن صحبت کند، واقعاً نمی شد همه چیز را در آن جا داد، و من مستقیماً وارد "اوه، این شخص یک تیزر می خواهد. بیایید آن را بسازیم."

ساندر ون دایک: و چیزی که بعداً متوجه شدم این است که مشتری نمی‌خواست آنطور که به من گفته بود یک تیزر ویدیو داشته باشد. او در واقع به یک ویدیوی طولانی تر نیاز داشت که فقط برخی از ویژگی های محصولش را توضیح دهد. من واقعاً روی ویدیوی آنها کار خوبی انجام دادم، اما واقعاً آن چیزی نبود که مشتری درخواست کرده بود، بنابراین هدف را در آنجا از دست دادم، و چیزی که پس از آن متوجه شدم این است که باید واقعاً بفهمم مشتری چه می‌خواهد. من معمولاً چند سؤال می‌پرسم که می‌تواند به من کمک کند تا بفهمم چیست.

ساندر ون دایک: می‌دانید، یکی از سؤالات اصلی این است: "خب، یک بار موفقیت برای شما چگونه به نظر می‌رسد. این ویدیو منتشر شد؟" و آن شخص می توانست به طور بالقوه بگوید، یا مشتری می توانست به طور بالقوه بگوید "اوه، خوب، مردم در مورد این و این ویژگی ها می دانند." و من می خواهم بگویم، "اوه، یک لحظه صبر کنید. بنابراین، در واقع برای صحبت در مورد همه این ویژگی ها، ممکن است به یک ویدیوی طولانی تر نیاز داشته باشیم، و ممکن است لازم باشد به جای انیمیشن از اکشن زنده استفاده کنیم تا در مورد آن به مردم بگوییم. ما ممکن است به جای یک آهنگ موسیقی واقعاً جالب نیاز به صداگذاری داشته باشد."

ساندر ون دایک: بنابراین، این نوعی فرآیند من است تا مطمئن شوم هدف مشتری چیست.

2>ساندر ون دایک:یکی دیگر از سؤالات جالبی که همیشه می توانید بپرسید این است، خوب، چون من همیشه در مورد این موضوع کنجکاو هستم، اینگونه است: "خب، چه اتفاقی در تجارت شما افتاد که باعث ایجاد این پروژه شد؟" درست؟ زیرا اگر از شما بپرسید که می‌دانید چرا برای انجام این کار آورده شده‌اید.

ساندر ون دایک: و سپس می‌توانید مواردی مانند، "خب، چگونه می‌توانم کمک کنم تا شما را به آنجا برسانم؟" چون آنها شما را با توقعات خاصی وارد کردند که شاید آنها کاری را دیده اند که قبلاً انجام داده اید و از شما می خواهند این کار را انجام دهید، سپس شما نیز به نوعی می فهمید، "خب، آن ها برای من چه می خواهند و آیا در واقع این کار را انجام می دهند. مشکل آنها را حل کنید؟"

جوی کورنمن: بله. رفیق، این سوال شگفت انگیزی است. "چه چیزی باعث شد که با من تماس بگیرید و از من بخواهید این کار را انجام دهم؟"

ساندر ون دایک: شما باید این را بدانید، و نمی توانید فقط وارد شوید و فقط دستورات را دنبال کنید زیرا اکنون یک فریلنسر هستید و اگر آنها نیاز به استخدام شخصی دارند که فقط از دستورات پیروی می کند، فقط می توانند فردی را استخدام کنند که مهارت های لازم را داشته باشد، اما به یاد داشته باشید که ما در حال حاضر به سمت منطقه ای حرکت می کنیم که شما دیگر واقعاً برای مهارت های خود استخدام نمی شوید. شما باید آن‌ها را بدانید، اما همچنین باید راه‌حل‌هایی برای مشکلات خاص ارائه دهید، و مشتری شما فقط می‌تواند گاهی اوقات تا یک نقطه خاص فکر کند و اینجاست که شما باید به طور بالقوه وارد شوید و امکانات را به آنها نشان دهید، یا به آنها نشان دهید که چه چیزی می‌تواند آنها را حل کندمشکل.

ساندر ون دایک: و، می دانید، برای بازگشت به این موضوع که چگونه می دانید چه زمانی به هدف خود رسیده اید. می دانید زمانی که به هدف خود رسیده اید، زمانی است که دوباره شما را استخدام می کنند، می دانید؟

جوی کورنمن: من آن را دوست دارم.

ساندر ون دایک: زیرا در این صورت تضمینی دارید که کاری که دفعه قبل انجام دادی همان کاری است که آنها از تو می خواستند. و باید بگویم، آن مشتری که من برایش کار کردم، و آن تیزر را برایش ساختم، او با من تماس نگرفته است، و بیشتر مشتری ها، بیشتر مشتری ها بعد از اینکه برای آنها کار کردم با من تماس می گیرند.

جوی. کورنمن: برخی از چیزهایی که می گویید، این همان چیزهایی است که کریس دو همیشه در مورد آن صحبت می کند. او یک بار چیزی گفت، و من کاملاً آن را قصاب می‌کنم، اما چیزی شبیه به این بود، ارزش شما به سؤالاتی که می‌پرسید یا چیزی شبیه به آن مربوط می‌شود. شما ارزش سؤالاتی را دارید که می پرسید. و بنابراین، این سوال، اگر از مشتری بپرسید، "پس چه چیزی باعث شد که بفهمید چقدر می خواهید خرج کنید و من را پیدا کنید و با من تماس بگیرید؟" زیرا شما اساساً نقطه درد آنها را تشخیص می‌دهید، و نفس خود را از آن خارج می‌کنید، زیرا کاری که می‌خواهید انجام دهید این است که چیز جالبی بسازید تا دیگر طراحان حرکت را تحت تأثیر قرار دهید، حداقل این روشی است که من قبلاً کار می‌کردم. اما این هدف نیست، درست است؟

ساندر ون دایک: اغلب این هدف مشتری نیست. گاهی اوقات اینطور است، اگر آنها بخواهند واقعاً عالی است. اما بیشتر اوقات، شما آنجا هستید تا ... برای یک میانبر آنجا هستید. آنها هستندامیدواریم که پول زیادی را برای شما خرج کنم، و سپس باید وارد شوید، مشکلی را حل کنید و بیرون بروید. و سپس آنها می گویند، "اوه، مشکل ما تازه حل شد." یا، "ما به دلیل این ویدئو توانستیم این موضوع را به وضوح بیان کنیم."

جوی کورنمن: بله، عالی است. خیلی خوب. بنابراین در ادامه، من یک سوال دارم که فکر می کنم احتمالاً توسط 30 نفر مختلف به روش های مختلف پرسیده شده است.

ساندر ون دایک: اوه، خوب، این یک سوال بسیار مهم است.

جوی کورنمن: بله، اما این خیلی زیاد است... خوب، نمی دانم چقدر مهم است، اما قطعاً محبوب ترین سؤال است و من تعجب نمی کنم. سوال این است که فرآیند شما برای فکر کردن و ایجاد یک انتقال آرام بین دو صحنه چیست؟ کار شما به نوعی ... این یکی از ویژگی های آن است که من فکر می کنم مردم در مورد کار شما دوست دارند این است که شما در ارائه این هوشمندی بسیار خوب هستید ... تقریباً گاهی اوقات تقریباً شبیه یک توهم نوری است که چگونه شما از یک صحنه به صحنه دیگر بروید، مانند برخی از وسایل جالب اوریگامی گاهی اوقات. پس چگونه در مورد انتقال فکر می کنید و به اجرا می روید؟

ساندر ون دایک: بسیار خوب. خب، اول از همه، شما قبلاً کنار گذاشته شده‌اید... مثل اینکه، تمام فریم‌های دیگر انیمیشن را در بر می‌گیرد، اما فقط با تمرکز روی دو تا از آن فریم‌ها، و فقط انتقال بین آن‌ها، قبلاً از قاب‌های دیگر حذف شده‌اید. مهمترین چیز در مورد کل معادله بنابراین وقتی من یکقطعه طراحی حرکتی، من تمام فریم ها و نحوه حرکت آنها را با هم در نظر می گیرم. من تمام قاب‌های سبک و همه صحنه‌ها را دقیقاً مانند لحظات کوچکی می‌بینم که در یک بازی مداوم ثبت شده‌اند. بنابراین من خیلی طولانی نگاه می کنم و با روش های مختلفی که اشیا می توانند بچرخند، حرکت کنند و مقیاس شوند، بازی می کنم. برای به دست آوردن چیزی که ... برای پیدا کردن آن بازی مداوم که در پشت آن قاب های سبک پنهان شده است. و این بدان معنا نیست که ما باید روی هر فریمی متوقف شویم. گاهی اوقات یکی از فریم های سبک فقط یک چیز پیوسته است.

ساندر ون دایک: و تا آنجایی که من همه چیزهای مختلف را در انیمیشن جابجا می کنم، واقعاً سعی می کنم این پالس را ایجاد کنم. زندگی نبض دارد، مانند ضربان قلب شما نبض دارد. ریه های شما نبض دارند. این پالس در همه چیز جریان دارد و اساساً نحوه حرکت انتقال‌های من را نشان می‌دهد. و اغلب کاری که من انجام می‌دهم این است که به هر قاب سبک نگاه می‌کنم، و سعی می‌کنم مشاهده کنم، خوب، جهت طبیعی که این قاب می‌خواهد در آن حرکت کند چیست؟ مثلاً چگونه می‌خواهد حرکت کند؟

ساندر ون دایک: من این سؤال را از خودم می‌پرسم، و سپس آن را با تمام فریم‌های دیگر در چارچوب قرار می‌دهم و سعی می‌کنم آن پالس، آن موج سینوسی را پیدا کنم. در طول کل انیمیشن، و این اغلب به من سرنخ هایی در مورد نیاز به انتقال یک چیز به چیز دیگر می دهد، زیرا راه های زیادی وجود دارد که می توانید از یک چیز به چیز دیگر بروید، اما اگر این پالس موج سینوسی را دنبال می کنید که کل آن را طی می کند.انیمیشن، در واقع احساس پیوستگی دارد. این روشی است که من به انتقال بین فریم ها می پردازم، و این دقیقاً همان چیزی است که در دوره روش های حرکتی پیشرفته نیز تدریس می کنم.

جوی کورنمن: بله، و من هم به آن اضافه می کنم، زیرا این چیزی بود که من داشتم. واقعاً کنجکاو هستم که چه زمانی شروع به ساختن کلاس کردید و سپس تماشای شما در کنار هم قرار دادن این درس ها و متحرک سازی مثال ها و چیزهایی از این قبیل. یکی از چیزهایی که به چشم می خورد و اصلاً از بیرون آشکار است این است که چقدر برنامه ریزی، و چقدر فرآیند برای هر چیزی که متحرک می کنید وجود دارد. همه کسانی که از طرفداران کار شما هستند، فقط نتیجه نهایی را می بینند. آن‌ها شش یا هفت مرحله و آزمایش‌های ناموفقی را که برای رسیدن به آنجا انجام شد، نمی‌بینند، و من فکر می‌کنم که به خوبی به سؤال بعدی که کسی داشت منجر می‌شود.

ساندر ون دایک: اما قبل از اینکه به آنجا بروید، اما ، اما مانند-

جوی کورنمن: باشه.

ساندر ون دایک: ... این چیزی است که اغلب اتفاق می افتد. مثلاً، مردم همیشه آنقدر تعجب می‌کنند که وقتی چیزی را می‌بینند، می‌گویند: "اوه، ساختن آن کار زیادی طول کشید." خوب، اگر به یک ساختمان نگاه کنید، نصب آن زمان زیادی طول کشید. مثلاً، اگر فقط به هر چیزی در زندگی نگاه کنید، زمان زیادی طول می کشد... گاهی اوقات زمان زیادی طول می کشد تا به آنجا برسیم. چرا برای طراحی حرکت متفاوت است؟ مقایسه طراحی حرکت با برخی از چیزهای دیگر در زندگی، مانند ساختن یک ساختمان، چیزهای بسیار بیشتری داریدبرای مقابله با زمانی که شما واقعاً چیزی فیزیکی را در جهان قرار می دهید، قوانین و مقررات زیادی. و طراحی حرکت، شما یک صفحه تمیز دارید. شما می توانید هر آنچه می خواهید انجام دهید. بنابراین، بله، کار زیادی می خواهد. چرا برای طراحی حرکت فرق می‌کند؟

جوی کورنمن: بله، و تقریباً مانند آنچه که شما می‌شنوم این است که مردم نتیجه نهایی را می‌بینند، و اگر تلاش می‌کنند تصور کنید که تعداد ساعاتی را که به معنای واقعی کلمه صرف ایجاد آن نتیجه نهایی شده است، تصور کنید. مثلاً، اگر فقط از ابتدا تا انتها با هیچ حرکتی متحرک می‌سازید و همه چیز عالی پیش می‌رفت، خوب، زمان زیادی نمی‌برد. اما چیزی که آنها حساب نمی کنند این است که شما بدون هیچ ایده ای آنجا نشسته اید، یک ساعت سر خود را به دیوار می کوبید و سعی می کنید فکر کنید که این کار چگونه می تواند کار کند. یک نوع کار، انجام شش نسخه از آن. در نهایت، شما شروع به رسیدن به جایی می کنید. مانند آن فرآیند، که احتمالاً به چیزی بسیار ساده ختم می‌شود، اما برای رسیدن به آن، چه نتیجه نهایی پیچیده باشد چه نباشد، واقعاً پیچیده است.

ساندر ون دایک: و شما نیاز به تکرار سریع دارید. برای آن نیز شما به ابزارهای خود نیاز دارید تا بتوانید زمانی که فکر می کنید همراه شما بیایند. فکر کردن خیلی سریع اتفاق می‌افتد، و اگر ۵ دقیقه طول بکشد تا چیزی ارائه شود، شما از جریان خود خارج شده‌اید. بنابراین به همین دلیل است که من نیز بسیار مشتاق توسعه هستمابزارها و راه‌های بهبود گردش کار، به این دلیل است که به ما کمک می‌کند سریع‌تر فکر کنیم، سریع‌تر تکرار کنیم، به درستی دست پیدا کنیم... در نهایت راه درستی را که قرار است این فریم‌ها کنار هم قرار گیرند، بیابیم. همه چیز به هم مرتبط است.

جوی کورنمن: دوستش دارم. بنابراین، وقتی دارید ... پس فرض کنید دارید چیزی را متحرک می کنید، مجموعه ای از تخته ها به شما داده می شود، و چشمان خود را می بندید و می توانید تصور کنید که چگونه آن را متحرک می کند، درست است؟ نتیجه نهایی چقدر با دیدگاه اولیه مطابقت دارد؟ حدس می‌زنم یکی از راه‌های نگاه کردن به این موضوع این است که آیا با کاوش متحرک می‌شوید و به نظر می‌رسد که در حال جستجو در یک غار هستید و تا زمانی که به آنجا نرسیدید نمی‌توانید آنچه را که در مقابل شما قرار دارد، ببینید، یا نقشه‌ای در آن دارید. سر شما، و شما فقط آن را اجرا می کنید؟

ساندر ون دایک: من از فرآیند انیمیشن به عنوان توسعه ذهنم و به عنوان توسعه تفکرم استفاده می کنم. بنابراین، به جای این که فکر کنید، "آیا خوب است که این کار را به این شکل متحرک کنیم؟" من فقط آن را متحرک می کنم و ببینم کار می کند یا خیر. و من اغلب تا زمانی که واقعاً تلاش نکنم واقعاً نمی دانم. من یک ساعت دیگر یک انیمیشن می‌سازم، خیلی خشن است، آن را کنار هم قرار می‌دهم، هیچ لایه‌ای را نام نمی‌برم، درست مثل خیلی خشن، همه چیز را کنار هم می‌گذارم، ببینم کارها درست می‌شود، چون وقتی فهمیدم کار می‌کند، می‌توانم درست کنم آن را به قطعه نهایی. اما بسیار ارزشمند است که به سرعت کاوش کنید و نتایج آن کاوش را تقریباً بلافاصله ببینید، زیرا در غیر این صورتما، مدرسه حرکت. این کلاس Advanced Motion Methods نام دارد، و اگر مایلید در مورد این کلاس استاد انیمیشن بیشتر بدانید، برای اطلاعات بیشتر به shoolofmotion.com مراجعه کنید.

جوی کورنمن: اکنون، در این قسمت ساندر به سوالات پاسخ می دهد. از شما، انجمن مدرسه حرکت. ما هزاران سؤال عالی را جمع آوری کرده ایم و سعی کرده ایم سؤالاتی را که ساندر واقعاً می تواند به آنها بپردازد، بیرون بکشیم، و در این گفتگو او عمیقاً پیش می رود. این یک دفترچه بسیار طولانی است و ممکن است بخواهید برای یادداشت برداری یک دفترچه یادداشت بردارید.

جوی کورنمن: بنابراین، در اینجا به ذهن ساندر ون دایک می رویم.

جوی کورنمن: باشه ساندر من یک لیست غول پیکر از سوالات مخاطبانمان دارم و می خواهم آنها را به شما پرتاب کنم. آماده ای؟

ساندر ون دایک: من آماده ام. بیاور.

جوی کورنمن: باشه. بنابراین، اجازه دهید با این شروع کنیم، و من فکر می کنم این یک سوال عالی است و من واقعاً کنجکاو هستم که شما چه چیزی می خواهید بگویید که پاسخ ماست. انیماتور تقاضا می دانید، احتمالاً رزرو کردن شما در این مرحله بسیار سخت است. اما به ویژه امسال شما زمان زیادی را صرف کار روی دو دوره کرده اید. یکی برای ما، Advanced Motion Methods، و سپس یکی که در سایت شما به نام The Ultimate Freelance Guide است، و من متوجه شدم اخیراً بسیاری از انیماتورها، طراحان و هنرمندان برتر وارد بازی آموزشی شده اند. پس چیاین فرآیند تفکر را مختل می‌کند.

جوی کورنمن: بله، تقریباً مثل این است که شما در حال آزمایش هستید، و سپس تکرار می‌کنید، و سپس صیقل می‌دهید، درست است؟

ساندر ون دایک: درسته، آره. بنابراین اغلب اولین انیمیشن هایی که می سازم، وحشتناک به نظر می رسند. اما آنها ایده ها را نشان می دهند. آن‌ها نشان می‌دهند که چه چیزی اول می‌آید و چگونه آن چیز به چیز بعدی می‌رود، و سپس چگونه به چیز بعدی می‌رود. و زمانی که این اتفاق بیفتد، و اگر بتوانم آن را درست انجام دهم، پس از آن، و می توانم نوعی تایید مشتری را در مورد آن دریافت کنم، می توانم ادامه دهم، اما می دانم که کار خواهد کرد.

جوی. کورنمن: آره، من فکر می‌کنم فرآیند متحرک یکی از کم‌تر درک‌ترین چیزهایی است که هنرمندان در ابتدای کارشان داشتند، زیرا این چیزی است که هرگز نمی‌بینید. شما نتیجه نهایی را می بینید، و شاید برخی از فریم های سبک را ببینید، درست است؟ مانند، اگر استودیو آن را در وب سایت خود قرار دهد. بنابراین شما همان آغاز و پایان را خواهید دید، اما میانه را نمی بینید، و وسط جایی است که جادو است. این یکی از چیزهایی است که من در مورد کلاسی که شما جمع کرده اید دوست دارم، این است که وسط درهم و برهم را نشان می دهید، چیزی که من دوست دارم اسمش را بگذارم. این قسمتی است که تقریباً از ظاهر آن خجالت می‌کشید.

ساندر ون دایک: من هستم. وحشتناک به نظر می رسد.

جوی کورنمن: اما بسیار ضروری است، و بدون آن شما به آن نتیجه نهایی زیبا و صیقلی دست نمی یابید.

ساندر ون دایک: بله، و همچنین به آن بازمی گردد. معماری،درست؟ منظورم این است که شما می خواهید مطمئن شوید که قبل از اینکه واقعاً پایه و اساس را بسازید، در مورد تک تک قسمت های ساختمان خود فکر کرده اید. هنگامی که فونداسیون وارد می شود، و شما شروع به ساختن این ساختمان می کنید، بعد از آن شروع به تغییر آن بسیار سخت خواهد بود.

جوی کورنمن: دقیقاً.

ساندر ون دایک: پس بهتر است یک کار خوب بسازید. در ابتدا برنامه ریزی کنید، زیرا فرآیند شما را بسیار آسان تر می کند. و این اغلب استعاره ای است که من برای توصیف این فرآیند برای مشتریان استفاده می کنم. من یا سعی خواهم کرد چیزی در کسب و کار آنها پیدا کنم، زیرا از آنها سؤالاتی در مورد کسب و کارشان و مواردی از این قبیل پرسیده ام، بنابراین روند آنها را درک می کنم. بنابراین می توانم از آن به عنوان یک استعاره استفاده کنم. اوه، بنابراین اگر آنها برای مثال یک شرکت ساختمانی بودند، برای اینکه به نمونه معماری ما پایبند باشند، می توانستم اینگونه بگویم: "خب، ابتدا باید بفهمیم که شما چه چیزی را دوست دارید، بنابراین ما فقط چند مرجع را انتخاب می کنیم. " و این دقیقاً مشابه همان کشیدن مرجع برای نوع ساختمانی است که می خواهید بسازید. و سپس ما باید یک طرح اولیه بسازیم، درست است؟

ساندر ون دایک: و طرح اولیه فقط ارتباط مستقیمی با یک انیماتیک یا تابلودار است، و سپس شما به آن روند ادامه می دهید، جایی که هنگامی که اولین پیش نویس خام ما شروع می شود، مانند قرار دادن پایه است. بنابراین مشتری شما اکنون می تواند شروع به درک هرچه بیشتر در این فرآیند می کند، سخت تر می شود.در واقع همه چیز را تغییر خواهد داد، زیرا آنها در کسب و کار خود به خوبی می دانند که وقتی این پایه گذاشته شد، تغییر اوضاع بعد از آن واقعاً سخت خواهد بود.

جوی کورنمن: عالی است. پس بیایید کمی دنده را عوض کنیم و در مورد برخی از عادات شخصی شما، بهداشت شخصی و مواردی از این قبیل صحبت کنیم. بنابراین سوال این است که چه چیزی مهارت های شما را به سطح بالایی که اکنون دارید سوق داده است؟ آیا عادت های شخصی وجود دارد که برای کمک به شما ایجاد کرده اید؟ و من پاسخ این سوال را می دانم، زیرا ما در مورد آن زیاد صحبت کرده ایم. بنابراین، من به شما اجازه می دهم آن را بردارید.

ساندر ون دایک: خوب، خوب، من معتقدم که دو چیز وجود دارد. اولین مورد این است که من در اطراف افراد دیگری بوده ام که استعداد بیشتری نسبت به من دارند و توانسته ام از آنها بیاموزم و از آنها سوال بپرسم. و من همیشه دوست دارم بگویم که شما میانگین پنج نفری هستید که بیشتر با آنها معاشرت می کنید. بنابراین اگر مطمئن شوید که همیشه در اطراف پنج نفر هستید که بهتر از شما هستند، در نهایت شروع به بالا رفتن از مقیاس خواهید کرد و به میانگین آن گروه تبدیل خواهید شد، که سخت تر و سخت تر خواهد شد، زیرا برخی از افراد واقعا خوب است، برای مدت طولانی بودن در اطراف سخت خواهد بود. به همین دلیل است که من همیشه دوست دارم با مردم همکاری کنم، زیرا در این صورت شما در واقع ... شما فقط در یک بار در جایی نشسته اید و نوشیدنی می خورید، بلکه در واقع دارید زمان می گذرانید.با یکدیگر، یافتن راه حل، حل مسئله.

ساندر ون دایک: بنابراین فکر می کنم این اولین مورد است. من واقعاً خوش شانس بودم که آن دوره کارآموزی را در King And Country گرفتم. زمانی که آن استودیو شروع به کار کرد، آنها می خواستند در مقیاس نیز بالا بروند. بنابراین کاری که آنها انجام دادند این بود که بسیاری از فریلنسرها را استخدام کردند، برخی از فریلنسرهایی که من به آنها نگاه کردم و با آنها روی پروژه ها کار می کردم و توانستم از آنها سؤالاتی بپرسم. و این چیزی است که من معتقدم در حرکت بسیار سریع با آموزش واقعاً ارزشمند است. مثلاً، یادم می‌آید که به خانه آمدم و از اینکه واقعاً در نیم سال چقدر چیزهایی یاد گرفته‌ام شگفت‌زده شدم، فقط آن را با بازگشت به موقعیت قبلی مقایسه کردم. من فکر می کنم این یکی است. یکی دیگر مانند ... و این چیزی است که من اکنون بیشتر انجام داده ام این است که واقعاً باز بودن و گوش دادن به نحوه انجام کار دیگران، متخصصان.

ساندر ون دایک: پس من اغلب از روی شانه های عکاسان یا کارگردانان نگاه کنید. و وقتی این کار را انجام می‌دهم، واقعاً سکوت می‌کنم، زیرا فقط می‌خواهم با دقت تمام حرکاتی را که انجام می‌دهند، ببینم که چرا کارهای خاصی انجام می‌دهند. و ممکن است در ذهنم فکر کنم، "اوه، فکر می کنم راه بهتری برای انجام این کار دارم." اما حتی وقتی به این فکر می‌کنم، سکوت می‌کنم و فقط به ... نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم بفهمم که "خب، چرا آنها این کار را به این روش انجام می‌دهند؟ فایده انجام آن به این صورت چیست؟و اگر همان مزیت را در آنجا ببینم، کاری که اکنون می‌توانم انجام دهم، این است که می‌توانم از همه این افراد مختلف یاد بگیرم، برخی از بهترین ترفندهای آنها را به کار ببرم، آنها را کنار هم بگذارم، ببینم آیا اینها برای من هم کار می‌کنند یا خیر. و آنها را با مهارت های خود ادغام کنید، و بله، خودتان بهتر شوید.

جوی کورنمن: بله، من می خواهم چیزی را نیز به آن اضافه کنم که در مورد شما متوجه شدم. انتقاد پذیر است. مثلاً، شما انتقاد را به گونه‌ای دعوت می‌کنید که من و احتمالاً بیشتر مردم را کاملاً ترسانده است. می‌توانید انتقادات را بپذیرید و امیدوارم انتقاد سازنده را بپذیرید. اما هنوز هم برای هنرمندانی که در اواخر کارشان هستند بسیار ترسناک است، و شما در آن عالی هستید. می‌دانید که دعوتش می‌کنید؟ دایک: اینطور که من به آن نگاه می‌کنم، نقدی بر کار من است. این نقد بر من نیست. من قبلاً پیش رفته‌ام. ممکن است قبلاً از آن تجربه یاد گرفته باشم، بنابراین دیوانه نمی‌شدم. اگر اشتباه بود، دوباره همان اشتباه را تکرار کرد. بنابراین این فقط نقدی است بر برخی از کارهایی که در گذشته انجام داده ام. مثلاً، چون آن کار را انجام دادم، و چون آن نقد را دریافت کردم، اکنون این فرصت را دارم که واقعاً متوجه شوم که در حال بهتر شدن هستم. و اگر قرار است سکوت کنم، یا از انتقاد امتناع کنم و فقط امیدوار باشم که مردم آن را دوست داشته باشند، پس من کجا هستم؟ من هنوز در جایی که هستم گیر کرده امبود، و من هیچ تأییدی ندارم که آنچه من در واقع ایجاد یا ساخته ام به حل یک مشکل کمک می کند، در واقع خوب است، یا هر چیز دیگری. شما باید از افراد زیادی برای بازخورد بپرسید.

ساندر ون دایک: و در مورد عادات، می‌توانم بگویم، دقیقاً مانند آنچه قبلاً ذکر کردیم، مانند صرف ساعت‌های زیاد واقعاً کمک می‌کند، زیرا می‌توانم چیزهای زیادی به دست بیاورم. انجام شده. با این حال، تا یک نقطه خاص، زیرا اگر ساعت های زیادی را صرف کنید، در واقع بهره وری کمتری خواهید داشت. یکی دیگر از چیزهایی که من همیشه در ذهنم نگه می دارم این است که گاهی اوقات شما در یک پروژه کار می کنید و می گویید: "اوه، خدای من، مثل اینکه خیلی کار است، یا خیلی سخت است، خیلی سخت است." و شما این احساس را دارید که "اوه، مرد، من تقریباً می خواهم تسلیم شوم." اما به محض اینکه متوجه این موضوع شدم، می گویم: "نه، اینجا جایی است که اکثر مردم تسلیم می شوند. اما اگر یک قدم جلوتر بروم چه؟ اگر یک بار دیگر تلاش کنم چه؟" و این واقعاً... من واقعاً مغزم را طوری برنامه ریزی کرده ام که چنین باشد، وقتی به محض اینکه در آن لحظه هستم که می خواهم چیزی را رها کنم، درست مثل این است که شما تقریباً آنجا هستید.

ساندر ون دایک: اگر یک قدم جلوتر از جایی که دیگران متوقف می‌شوند، چه می‌شود؟ شاید بتوانید آن را بسازید. بنابراین، واقعاً این عزم است. احساس می کنم این یک عادت واقعا مفید برای من بوده است. و عادت دیگر این است که "خب، در حال حاضر چه انتخاب هایی می توانم داشته باشم که من را یک قدم به جایی که فردا باید باشم نزدیکتر کنم؟" و اگر من یکانتخاب لایک، خوب، گذراندن وقت در اینستاگرام، پیمایش بی‌هدف در فید من، یا کار کردن بر روی پروژه علاقه‌ام، انتخاب بسیار آسانی است، زیرا می‌دانم که در آینده می‌خواهم این پروژه پرشور را انجام دهم. چه چیزی به من کمک می کند تا به آنجا برسم؟ فقط در حال حاضر روی پروژه عشق کار می کنید یا بی هدف در اینستاگرام اسکرول می کنید؟ این فقط به من کمک می کند. حدس می‌زنم اینها فقط دو عادت کوچک هستند که در کارم نیز به من کمک می‌کنند.

جوی کورنمن: بله، من به همه کسانی که گوش می‌دهند توصیه می‌کنم بروند The Dip اثر ست گودین را انتخاب کنند. این کتاب دقیقاً درباره یکی از آن ایده هایی است که شما گفتید، ساندر، که همان لحظه ای است که بیشترین فشار را احساس می کنید و بیشترین ... را می خواهید درست در آن لحظه ترک کنید. آن لحظه درست قبل از شکستن و موفقیت است. و او میلیون ها مثال در مورد اینکه چرا روانشناسی انسان به این شکل عمل می کند، می آورد. اما هنگامی که یاد گرفتید آن احساس را به عنوان آخرین مانعی که باید از آن عبور کنید تشخیص دهید، آنگاه می توانید واقعاً به آن متمایل شوید. و این چیزی است که من در بوت کمپ انیمیشن نیز درباره آن صحبت می کنم.

ساندر ون دایک: با این حال مشکل است، زیرا گاهی اوقات شما ... مانند، فقط بی هدف نگه ندارید ... اگر راهرو وجود دارد از درها و شما فقط به همان در می کوبید و باز نمی شود، شاید در دیگری باشد. بنابراین گاهی اوقات در آن لحظات باید اینگونه فکر کنید: «خب، آیا واقع بینانه است؟برای ادامه تلاش، یا دوست دارم، آیا باید روش دیگری را امتحان کنم؟ اگر این کار را بکنم چه می شود؟» اما در نهایت شما قادر خواهید بود آن را بفهمید. بنابراین فقط اینطور نیست که «اوه، من فقط بی هدف خود را به این کار پرتاب خواهم کرد.» بیشتر شبیه، خوب، به آن فکر کنید. همچنین.

جوی کورنمن: دقیقاً، بله. و یکی از راه هایی که می تواند برای بررسی آن مفید باشد این است که اگر سعی می کنید کاری را انجام دهید که قبلاً انجام نشده است، آن احساس ممکن است شما را گمراه کند. اگر می‌خواهید به جلوه‌ای از طراحی حرکتی دست یابید که دیگران را دیده‌اید، به وضوح امکان‌پذیر است، فقط موضوع یادگیری و فهمیدن چگونگی و انجام آن است. و بنابراین، آن ناامیدی از تلاش و شکست، تلاش و شکست، تلاش و شکست من متوجه شدم که بسیاری از مواقع وقتی سعی می کنم کاری انجام دهم که مرا می ترساند، یا احساس می کنم احتمالاً در آن شکست خواهم خورد، درست قبل از اینکه موفق شوم، دچار این انفجار می شوم و این باعث می‌شود که متوقف شوم. و تا زمانی که این کار را نکنم، معمولاً خیلی سریع آن را دریافت می‌کنم. این چیز عجیبی است. پس کتاب را بخوانید، آن را بررسی کنید. من چیزهای زیادی از آن یاد گرفتم.

سندر ون دایک: بله، این راه حل را دریافت کنید، زیرا نتیجه ای که به دنبال آن هستید بسیار مهمتر از این است که کمی احساس ناراحتی کنید که نتیجه نمی دهد. بنابراین، فقط به آن ادامه دهید. به این راحتی تسلیم نشوید.

جوی کورنمن: دوستش دارم. آره تو باید مقاوم باشی پس بیایید در مورد مهارت های سخت در مقابل مهارت های نرم صحبت کنیم.

ساندر ون دایک: همهدرست است.

جوی کورنمن: بنابراین سوالی که ما داشتیم این بود که چه چیزی برای شما از نظر دستیابی به موفقیت بهترین کار را انجام داده است؟ و من فرض می کنم که این شخص در حرفه شما معنی دارد. آیا از نظر فنی باهوش است یا اینکه ... من عاشق اصطلاحی هستم که این شخص استفاده می کند، جعبه ایده های پاندورا؟ و شما قبلاً کمی در مورد این موضوع صحبت کرده اید، اما شاید بتوانید بیشتر توضیح دهید. آیا این مهارت‌های فنی شماست که شما را تا این حد رسانده است یا چیزی فراتر از این است؟

ساندر ون دایک: می‌توانم بگویم مهارت‌های فنی، زیرا در آن روزها، کمی در مورد مهارت‌های فنی بود. ، یا در مورد مهارت های فنی بود. اگر می دانستید چگونه کاری را انجام دهید ... دانش هنوز به آن اندازه در دسترس نبود. این نیز در مورد است، مانند آنچه قبلا در مورد آن صحبت کردیم. مانند، مشتری شما فقط می تواند تا اینجا فکر کند. شما باید به آنها کمک کنید، حداقل برای این کار استخدام شده اید. شما باید به آنها کمک کنید تا راه حل صحیحی برای مشکل خود پیدا کنند. و اغلب این می تواند دشوار باشد، زیرا مشتری ممکن است آن را باور نداشته باشد یا راه حلی را که شما دارید درک نکند.

ساندر ون دایک: من متوجه می شوم که اغلب بهتر است به جای توضیح دادن آن، مثلاً سعی کنید یک راه حل سریع ارائه دهید. نسخه ی نمایشی به آنها نشان می دهد که چگونه کار می کند. مثلاً، یک نمونه پروژه‌ای است که من با یکی از دوستانم، مکس استوسل، که شاعر است، انجام داده‌ام، و او شعری درباره معروف کردن قاتلان دارد. و اگر می‌خواهید آن را بررسی کنید، می‌توانید دقیقاً آن را در گوگل جستجو کنید و خواهید کردیک ویدیو در آن پیدا کنید اما این یک شعر چهار دقیقه‌ای بود و او می‌خواست واقعاً روی آن انیمیشن بسازد، تصاویر بصری برای آن بسازد. بنابراین، او از من پرسید، و گزینه‌های من این بود: "خب، ما می‌توانیم چهار دقیقه انیمیشن یا چهار دقیقه فیلم اکشن زنده بسازیم، اما می‌دانی که هزینه آن چقدر است. مثلاً، هزینه زیادی خواهد داشت. زمان، و ما واقعاً آن را برای یک پروژه پرشور نداریم. شما بودجه ای ندارید که یک تیم کامل از انیماتورها را استخدام کنید تا چهار دقیقه انیمیشن بر اساس این شعر صداپیشگی بسازند."

ساندر ون دایک: بنابراین در گزینه دو اینگونه بود: "خب، اگر داستان را از طریق فید فیس بوک بگوییم چه؟" و کل شعر نیز بسیار مرتبط با شبکه های اجتماعی است، بنابراین به همین دلیل به آن راه حل رسیدم. و این در نهایت مانند بازسازی فید فیس بوک، تبدیل آن به یک انیمیشن بود، و در واقع ساخت آن بسیار سریع بود، بنابراین اکنون چهار دقیقه انیمیشن داریم. و من به طور موثر راه حلی برای آن مشکل پیدا کردم که او می خواست چهار دقیقه انیمیشن پیدا کند، اما هنوز تکمیل آن آسان باشد.

ساندر ون دایک: اما وقتی این را به او گفتم، وقتی به او گفتم راه حل، او مانند، "هی، اگر ما فقط فید فیس بوک را ایجاد کنیم چه؟" او واقعاً آن را درک نمی کرد تا زمانی که من واقعاً یک نسخه ی نمایشی سریع ایجاد کردم و آن را در تلفنش به او نشان دادم، بگویید: "در اینجا، اگر ویدیو را تمام صفحه بسازیم، به نظر می رسد که شما در برنامه فیس بوک خود هستید، اما راآیا دلیل شما پشت انجام این کلاس ها بود؟

ساندر ون دایک: از نظر انگیزه، تسلط بر مهارت های تجاری و خلاقانه برای من واقعاً به من قدرت داد تا مشتریانی را که می خواهم برای آنها کار کنم، انتخاب کنم و تا واقعاً زندگی را طراحی کنم که واقعاً می خواهم زندگی کنم، و دوست دارم دیگران هم بتوانند همان فرصتی را داشته باشند که من داشتم. بنابراین، من این دوره‌ها را توسعه داده‌ام تا مردم بتوانند از آموخته‌های من در 10 سال گذشته استفاده کنند و ببینند آیا اعمال آن در زندگی خودشان و روش کارشان منطقی است یا خیر.

ساندر ون دایک: و بله، نه گفتن به بسیاری از پروژه‌های بسیار جالبی که وارد می‌شوند کار سختی بوده است. مهارت‌هایم را آموزش دهم و امسال احساس کردم که زمان مناسبی برای آن است، زیرا من عاشق کار مشتری هستم، اما همچنین اشتیاق بسیار زیادی به توانمند کردن جامعه طراحی حرکت دارم و این خود را به طرق مختلف نشان می‌دهد. مانند ساختن ابزارهایی برای افترافکت، به سازماندهی کنفرانس Blend کمک می کنم، و اکنون در حال آموزش است.

ساندر ون دایک: و همانطور که شما اشاره کردید، امروزه بسیاری از مردم در حال تدریس هستند و فکر می کنم این به دلیل یک چند دلیل من فکر می کنم اول از همه فقط تقاضای بسیار زیادی برای کارهای مرتبط با انیمیشن در انواع زمینه های مختلف وجود دارد. مثل اینکه ما دیگر فقط صفحه تلویزیون نداریمکل فید فیس بوک به شما یک داستان می گوید، و شما در آن هستید، مانند چیزهایی که صدا می کنید، و همچنین در ویدیو نیز در آن حضور دارید.">

جوی کورنمن: بنابراین، ما آن ویدیو را در یادداشت های برنامه پیوند می دهیم. و خنده دار است، ساندر، من واقعاً آن را ندیده بودم. در حالی که شما در مورد آن صحبت می کردید، آن را روی تلفنم کشیدم و داشتم آن را تماشا می‌کردم و می‌گفتم: «اوه، این واقعاً باهوش است.»

ساندر ون دایک: درست است. شما آن را تمام صفحه می کنید، در واقع به نظر می رسد که در برنامه فیس بوک خود هستید، حداقل این کاری است که ما سعی کردیم انجام دهیم.

جوی کورنمن: و نکته اینجاست که از نظر فنی اجرای بسیار ساده ای است این خنده دار است، زیرا می دانم که افراد زیادی در حال گوش دادن هستند، آنها شما را با عبارات فانتزی و چیزهای دیوانه کننده مرتبط می کنند و شما قادر به انجام آن هستید. و من فکر می کنم نکته ای که قبلاً گفتید این بود که تقریبا است قیمت ورودی در حال حاضر مثلاً لازم نیست از نظر فنی در سطحی باشید که هستید، اما حتی برای بازی در بازی طراحی حرکتی به سطح خاصی از مهارت‌های فنی نیاز دارید. اما مردم برای چه کاری شما را استخدام می کنند... این برای استخدام کافی بود. این دیگر کافی نیست. اکنون، مردم می‌خواهند بدانند علاوه بر آن چه چیزی می‌توانید روی میز بیاورید. و ایده ها یک راه هستند، شخصیت شما،و آسان بودن کار با آن، راه دیگری است. بنابراین، روشی که من به آن پاسخ خواهم داد، این است که شما به هر دو نیاز دارید، اما پس از دیدن آن مثال، ساندر، واقعاً جالب است. واضح است که چیزی که شاید زودتر موفقیت شما را به ارمغان آورد مهارت های فنی بود، اما به نظر من دلیل موفقیت شما به این دلیل نیست.

ساندر ون دایک: درست است. منظورم این است که فقط مهارت‌های فنی شما را به این نتیجه می‌رساند، و اگر با آن خوب باشید، عالی است. من افراد زیادی را می شناسم که فقط می خواهند کارهای فنی را انجام دهند و مدتی است که آنجا بوده ام. مثلاً، من فقط می‌خواستم روی انجام تمام کارهای پیچیده فنی در After Effects تمرکز کنم و نگران همه چیزهای مشتری نباشم. اما من فکر می کنم مهم است که در نظر داشته باشیم که مانند، مسائل فنی فقط مسائل فنی هستند. منظورم این است که اگر واقعاً، واقعاً، واقعاً در آن مهارت داشته باشید، همیشه کار دارید، اما زمانی پیش می‌آید که بسیاری از افراد مسائل فنی را نیز می‌دانند، یا برنامه دیگری وجود دارد که به شما امکان می‌دهد این کارها را انجام دهید. چیزها واقعا به راحتی شاید هوش مصنوعی تا جایی توسعه یابد که بسیاری از این موارد قبلاً خودکار شده باشند. پس چه چیزی باقی می ماند؟ سپس واقعاً به مهارت های تجاری، داستان هایی که می گویید و روشی که می توانید با این گرافیک ها ارتباط برقرار کنید، مربوط می شود. بنابراین، ترکیبی از مهارت‌های تجاری، مهارت‌های ارتباطی، و مهارت‌های فنی، به نظر من، چیزی است که در آینده واقعاً ارزشمند خواهد بود.

جوی کورنمن: جالب است. پس الان منمی خواهم ... من در اینجا چند سوال در مورد موارد کلی گردش کار دارم. بنابراین، یک سوال این است که فرآیند انیمیشن شما چگونه است؟ و سوال ادامه دارد. منظورم بخش فنی نیست، زیرا قبلاً آن را پوشش داده ام. منظورم طرز فکر، خلق و خو، برنامه ریزی، ارزیابی، هر چیزی غیر از بحث نرم افزار است. بنابراین، روشی که من آن را تفسیر کردم، این بود که وقتی با یک خلاصه می‌نشینید، چه اتفاقی می‌افتد که منجر به باز کردن After Effects می‌شود؟

ساندر ون دایک: درست است، این سؤال خوبی است. برای من، و مطمئنم که این برای همه متفاوت است، اما برای من، به معنای زمان زیادی برای تنهایی است، و تمرکز بسیار بسیار عمیق، اغلب با هدفون‌های حذف نویز و مقداری موسیقی، بنابراین می‌توانم آن را لغو کنم. در سرتاسر دنیا، چون واقعاً می‌خواهم به عمیق‌ترین قسمت‌های برایانم بروم تا بفهمم چه چیزی در آنجا وجود دارد، چگونه می‌توانم این را متحرک کنم. و اگر حواس پرتی بیش از حد وجود داشته باشد، من به آنجا نخواهم رسید. من به آن مکان نمی رسم بنابراین من باید زمان زیادی داشته باشم تا فقط عمیق شوم. و سپس به این فریم‌ها نگاه می‌کنم، اگر فریم‌های سبک یا استوری‌برد یا طرحی داشته باشم، تقریباً به آن‌ها نگاه می‌کنم که انگار قرار است وارد فدرال رزرو شوم.

ساندر ون دایک: من من به آنها مانند این موضوع فنی دیوانه‌وار نگاه می‌کنم که باید حلش کنم، زیرا در ذهنم سعی می‌کنم تمام راه‌های مختلفی را که می‌توانم از یک چیز به چیز دیگر بروم و چرا به آن سمت می رفتدر مقابل راه دیگر اگر از این راه بروم یعنی چه؟ مثلاً چه سیگنالی می دهد؟ یک چیز دیگری که همیشه سعی می کنم انجام دهم این است که همیشه سعی می کنم همه چیز را به هم متصل کنم. وقتی استوری‌بوردهایم را ترسیم می‌کنم، انیمیشن لوگوی F5 نمونه‌ای واقعاً خوب برای آن است، زیرا هیچ لحظه‌ای در آنجا وجود ندارد که بخواهد، اوه، یک فریم متفاوت است. اکنون، ناگهان همه چیز به نوعی به یکدیگر متصل می شود و این پازل بزرگ است که آشکار می شود. و این چیزی است که من واقعاً مشتاق کشف آن هستم. اما بله، این فقط رویکرد من است، و فکر می‌کنم بسیار بر اساس شخصیت شماست. بنابراین، من فکر می کنم این تست شخصیت وجود دارد. بنابراین، بله، شما واقعاً باید سعی کنید خودتان و آنچه به شما امکان می دهد بیشترین بهره را از فرآیند ارزیابی قبل از برنامه ریزی داشته باشید را درک کنید. یکی دیگر از چیزهای عجیب و غریب دیگر، که برای من مفید است، نشستن در قطار است.

ساندر ون دایک: مثلاً، وقتی به دلایلی در قطار هستم، می‌توانم خیلی خوب کار کنم. و احساس می‌کنم که باعث می‌شود... چون می‌توانم با مقداری موسیقی دنیا را لغو کنم و هرکس فقط دنبال کار خودش است، بنابراین من را اذیت نمی‌کند. و این پیشرفت حرکت رو به جلو وجود دارد. هر بار که به بیرون نگاه می کنم چیز جدیدی وجود دارد. بنابراین، اگر من فقط در یک اتاق بنشینم، فقط از پنجره به بیرون نگاه کنم، همه چیز مانند یک نشستن است. اما وقتی در قطار هستم، محیط اطرافم در حال حرکت است، موسیقی استحرکت کردن، بنابراین واقعاً به پیشرفت ذهن من کمک می کند و به دویدن به جلو در مقابل توقف ادامه می دهد. بنابراین، بله، فکر می‌کنم این روند من است.

جوی کورنمن: این به نظر توصیه‌ای است که از بسیاری از کارگردانان خلاق و افرادی مانند آن شنیده‌ام، که بهترین راه برای خلق کار خوب دور شدن است. از کامپیوتر کاری که من همیشه انجام می دادم این است که دویدن بروم. بنابراین این نسخه من از حضور در قطار یا قرار دادن هدفون است. این چیزی است که به مغز خودآگاه شما اجازه می دهد برای مدتی خاموش شود، و سپس شما ناخودآگاه هستید برایان می تواند تسلط یابد، و ناگهان شروع به تغذیه این ایده های عجیب و غریب می کند، و شما می گویید: "هه، من اگر می‌نشستم و سعی می‌کردم به چیزی فکر کنم، هرگز به آن فکر نمی‌کردم.» می دانید؟

ساندر ون دایک: مطمئنا. من همچنین از آن دسته افرادی هستم که هنگام حمام ایده‌های زیادی دریافت می‌کنم، و فکر می‌کنم این صرفاً به این دلیل است که نمی‌توانم لپ‌تاپم را وقتی زیر دوش می‌روم بیاورم، زیاد دوام نخواهد آورد. تا زمانی که شروع به ضد آب کردن این چیزها کنند. اما درست مثل این است که شما تنها در اتاقی هستید که هیچکس شما را اذیت نمی کند و فقط فضایی برای فکر کردن دارید مهم نیست که دوست دارید یا نه. و ناگهان ایده هایی در ذهن شما شروع می شود، حداقل برای من. و این همان چیزی است که واقعاً کمک می کند.

جوی کورنمن: عالی. خوب، این واقعاً توصیه خوبی بود. بنابراین سوال بعدی یک سوال بسیار خاص است، اما فکر کردم خوب استشامل، زیرا ما در واقع کمی در مورد این مفهوم در کلاس شما صحبت می کنیم. چقدر مهم است که ویرایش ویدیوی ساده را درک کنید... بنابراین حدس می‌زنم برای ویرایش حرکت عالی، ویرایش ساده قدیمی برخلاف طراحی حرکتی فانتزی، اهمیت دارد؟ مثلاً، ایده سرمقاله در طراحی متحرک چقدر مهم است؟

ساندر ون دایک: فکر می کنم بسیار مهم است. آره، حس خوبی از آن داشته باش. من به عنوان ویراستار شروع کردم. من فکر می‌کنم درک خوب زمان‌بندی خوب است، و من بسیاری از طراحان موشن موفق دیگر را می‌شناسم که قبلاً ویرایشگر بوده‌اند. بنابراین، بله، من فکر می کنم که قطعا ارزشمند است. این فقط بسیار سریعتر از طراحی حرکتی پیش می رود. با ویرایش، می توانید خیلی از چیزها را به سرعت انجام دهید. شما می توانید نوع متفاوتی از موسیقی را تجربه کنید. چه اتفاقی می افتد وقتی کلیپ ها را متفاوت کنار هم قرار می دهید؟ بله، پس من قطعا آن را امتحان خواهم کرد.

جوی کورنمن: من 100% موافق هستم.

ساندر ون دایک: برو به کسی در YouTube کمک کن تا ویدیوهایش یا هر چیز دیگری را ویرایش کند، فقط برای دریافت یک حس ویرایش خوب.

جوی کورنمن: بله، من هم به عنوان ویراستار شروع کردم، و نکته ای که در مورد ویرایش، فکر می کنم شما اشاره کردید، این است که واقعاً سریع است و می توانید از مغز خود ایده بگیرید. کم و بیش فوراً روی صفحه نمایش داده می شود، و این در آن فاز میانی آشفته، در آن مرحله برنامه ریزی انیمیشن بسیار مفید است. و همچنین، چیزی که من نیز متوجه شدم، این است که به عنوان طراحان حرکت، ما جذب افراد سکسی می شویمانتقال بدون درز، قطعه دو دقیقه ای بدون درز و همه چیز بسیار هوشمندانه از یک چیز به چیز دیگر تغییر می کند. اما این کار زیادی می طلبد و همیشه زمانی برای آن وجود ندارد. و گاهی اوقات شما فقط می توانید برش دهید و واقعاً خوب کار می کند.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: و این تجدید نظر را بسیار آسان تر می کند زیرا شما فقط یک عکس را با عکس دیگر عوض می کنید. و بنابراین، من فکر می‌کنم این فوق‌العاده مفید است.

ساندر ون دایک: فکر می‌کنم این تکنیک‌ها بسیار با هم تداخل دارند، و فکر می‌کنم اگر مهارت‌های ویرایشی داشته باشید، واقعاً برای شما مفید خواهد بود، زیرا اگر همیشه در موقعیتی با مشتری قرار می گیرید که زمان یا بودجه محدود است، شما همیشه این گزینه را دارید که به جای انجام آن انتقال بسیار پیچیده، آن را ویرایش کنید.

ساندر ون دایک: و این باعث صرفه جویی در زمان می شود. و این به شما امکان می دهد زودتر به خانه بروید، و بله، تغییرات را واقعاً آسان انجام دهید.

ساندر ون دایک: بنابراین بله، گاهی اوقات می خواهید فقط آن مسیر را انتخاب کنید.

جوی کورنمن: عالی عالی خیلی خوب. بنابراین، اکنون به چند توصیه شغلی و اولین سوال می پردازیم. واقعاً جالب است.

جوی کورنمن: بنابراین این شخص گفت: "ممکن است احمقانه به نظر برسد." به هر حال این راه خوبی برای شروع یک سوال نیست اما من آن را رها کردم.

ساندر ون دایک: هیچ سوالی احمقانه نیست.

جوی کورنمن: من آن را گذاشت. بنابراین، اینجا یک سوال است. این است: "من ندارمیک حلقه هنوز من می توانم یکی داشته باشم اما هنوز از آنچه که می شود راضی نیستم.

جوی کورنمن: می دانم که مطمئناً می توانم کاری پیدا کنم، آیا فکر می کنید بهتر است برای چرخ دستی کار کنم یا فقط بیرون بروید و کاری برای مشتری بگیرید که ممکن است آنطور که من می‌خواهم جالب نباشد، زیرا من هنوز حلقه ندارم؟ من به نوعی این را می خوانم، این شخص تازه شروع کرده است. آنها هنوز قرقره ای ندارند و می پرسند، "آیا بهتر است فقط سعی کنید و می دانید، درها را باز کنید و کمی کار را انجام دهید. آیا می توانید یک قرقره با کار حرفه ای روی آن داشته باشید؟

جوی کورنمن: یا برای اینکه کمی بیشتر وقت بگذارید، برخی از مشخصات را انجام دهید که شاید کمی سردتر به نظر برسند، به این امید که پس از آن، زمانی که پول دریافت کنید در نهایت، آیا قرار است کاری تمیزتر انجام دهیم؟

ساندر ون دایک: درست است. خب، این سوال ... و ممکن است به همین دلیل باشد که این شخص فکر می‌کند ممکن است یک سوال احمقانه باشد، اما من می‌توانم بگویم، سوالی که می‌خواهید قبل از آن از خود بپرسید این است که "خب، می‌خواهید چه کسی را جذب کنید؟"

ساندر ون دایک: مانند، "با ساختن این قرقره یا انجام این کار چه نوع مشتری را می خواهید جذب کنید؟"

ساندر ون دایک: بنابراین، اگر می خواهم جذب کنم مثل کار در استودیو، ممکن است، می دانید، سوال دیگری که واقعاً باید از خودم می پرسیدم این بود: "خب، این روزها چگونه استودیوها تعیین می کنند که چه کسی را چگونه باید تعیین کند.استخدام کنید.

ساندر ون دایک: "آیا آنها به دنبال قرقره هستند؟ آیا آنها به مدارس می روند تا بفهمند، آیا به مدرسه حرکت ایمیل می زنند، آیا در اینستاگرام جستجو می کنند؟"

ساندر ون دایک: بنابراین، بسته به اینکه می‌خواهید چه کسی را به عنوان مشتری جذب کنید، می‌خواهید به جایی بروید که آن‌ها به دنبال خلاقیت هستند و سپس، چیزی در آنجا بسازید که شاید برجسته باشد.

ساندر ون دایک: من می‌توان گفت دلیل اصلی اینکه مردم کار من را پیدا کرده‌اند این است که یک قطعه موشن گرافیک پیدا کردند که می‌توانستند بگویند که یک نفر واقعاً... کسی به آن اهمیت می‌دهد. یک نفر با اشتیاق زیادی روی آن کار کرد.

ساندر ون دایک: و مانند کل ... مثلاً، نقطه ای از زمان وجود دارد که شما یک فریلنسر هستید و دائماً به دنبال کار هستید و پس از آن، در یک نقطه، ممکن است ورق بخورد، مردم سعی می کنند با شما تماس بگیرند و از شما کار بخواهند.

ساندر ون دایک: و من احساس می کنم برای خودم، لحظه ای که تغییر کرد، زمانی که مردم شروع کردند ارسال ایمیل به من در مقابل تلاش من برای ... تلاش بسیار برای یافتن کار زمانی است که انیمیشن جشنواره POS را ایجاد کردم.

ساندر ون دایک: پس کاری که من انجام دادم این بود که ... خیلی سیر شدم. با تمام مدت کار کردن که مقداری پول پس انداز کردم و فقط تصمیم گرفتم نیم سال مرخصی بگیرم.

ساندر ون دایک: و در آن نیم سال، مثل اینکه می خواستم پروژه ای ایجاد کنم که واقعاً دوست داشته باشد. من تا آن زمان معرفی حلقه‌ام را ساخته‌ام، که این هندسه و واقعاً همه بودبه نظر می رسید که آن را دوست دارد. بنابراین، فکر کردم، "اگر یک انیمیشن کامل بر اساس آن سبک بسازم چه می شود؟"

ساندر ون دایک: بنابراین این واقعاً همان چیزی است که من قصد انجام آن را داشتم، در واقع حدود چهار ماه را صرف کار روی این انیمیشن می کنم. , POS fest.

ساندر ون دایک: بنابراین، ایجاد پروژه ای شبیه به آن، که واقعاً زمان زیادی برای آن صرف کنید، در مقایسه با تلاش برای انجام کاری هر هفته در اینترنت، ضربه بسیار بیشتری را در اینترنت ایجاد می کند. . این خوب نیست.

ساندر ون دایک: یا اگر بر روی آنها تمرکز می کنید، می دانید، یا اگر زمان زیادی را روی پروژه هایی متمرکز کنید که واقعاً دوست ندارید انجام دهید زیرا، حدس بزنید چیست؟ اکنون مردم آن پروژه ها را خواهند دید. افرادی که با آنها کار کرده اید به شما توصیه می کنند و احتمالاً به پروژه های بسیار بیشتری خواهید رسید که دوست ندارید انجام دهید.

ساندر ون دایک: بنابراین، چرا کمی وقت بگذارید. خاموش شوید و واقعاً زمان خود را صرف جهت دادن به کارهایی کنید که واقعاً دوست دارید انجام دهید. تلاش زیادی برای این کار انجام دهید و آن را به پایان برسانید.

ساندر ون دایک: نه خیلی زیاد زیرا در آن زمان نمونه کارها من احتمالاً سه قطعه حرکتی روی آن داشت. اما آنها قطعاتی بودند که من واقعاً به سختی، با اشتیاق روی آنها کار کردم و این همان چیزی بود که ... این چیزی بود که من واقعاً می خواستم انجام دهم.

ساندر ون دایک: بنابراین، من اینگونه از آن عبور کردم و آن را انجام دادم. به این معنی نیست که این یک راه است زیرا احتمالاً راه های دیگری نیز وجود دارد، اما من واقعاً این کار را خواهم کرداما ما گوشی های هوشمند نیز داریم. بنابراین، رسانه‌های بسیار بیشتری وجود دارد که می‌توان در آن‌ها از انیمیشن استفاده کرد، و من معتقدم که آینده ارتباطات، تصاویر متحرک است. بنابراین، من فکر می‌کنم که بیشتر و بیشتر به سمت آن حرکت خواهد کرد.

ساندر ون دایک: اکنون در کنار آن افراد بسیار بیشتری نیز وجود دارند که می‌خواهند وارد انیمیشن شوند. مثلاً من حتی وبلاگ‌نویس‌های یوتیوب را می‌بینم که شروع به بازی با عناوین متحرک کرده‌اند و حتی به آموزش برخی از موارد اساسی افترافکت در مورد نحوه ردیابی عنوان در عکس شما و مواردی از این دست می‌پردازند. بنابراین، مردم واقعاً می‌خواهند انیمیشن‌های جالبی بسازند، بنابراین فکر می‌کنم این نیز کمک می‌کند.

ساندر ون دایک: و پس از آن، ما افراد زیادی را نیز داریم که مستقل هستند، درست است؟ آنها واقعاً ظرفیت نقل مکان به یک شهر بزرگ و کار در یک استودیو یا آژانس بزرگ برای یادگیری مهارت ها را ندارند، بنابراین تقاضای بسیار زیادی برای یادگیری در خانه وجود دارد.

ساندر ون دایک: بنابراین، با تمام این نیازها برای کار بیشتر انیمیشن، افراد بیشتری می‌خواهند وارد انیمیشن شوند، افرادی که می‌خواهند به صورت آنلاین یاد بگیرند، می‌دانید، این بازاری را ساخته است که می‌توانید آموزش مهارت‌های خود را شروع کنید و همچنین از انجام آن سود کسب کنید. شما می توانید محتوای آموزشی با کیفیت بسیار بالا بسازید و همچنین با انجام این کار کمی درآمد کسب کنید. بنابراین، من فکر می‌کنم که این یک جذابیت واقعاً بزرگ برای بسیاری از افرادی است که وارد این فضای آموزشی می‌شوند.

ساندر ون دایک: مثلاً، زمانی که من شروع به کار کردم، چنین چیزی وجود نداشت.از خود بپرسید که می خواهید چه کسی را جذب کنید؟ چه نوع مشتری را می‌خواهید جذب کنید، و چه کاری می‌توانید انجام دهید تا در رادار آن شخص قرار بگیرید؟ که، می دانید، اگر به اندازه کافی خوش شانس باشید که آن پهنای باند را داشته باشید، می دانید، می توانید ...

جوی کورنمن: شاید در خانه زندگی می کنید، یا مقداری پس انداز دارید، یا زندگی می کنید بسیار ارزان، یا هر چیز دیگری و شما می توانید برای ساختن چیزی که واقعاً معنادار است و منعکس کننده شخصیت شما به عنوان یک انیماتور است، وقت بگذارید، که سود بسیار بیشتری در حرفه شما خواهد داشت تا صرفاً تلاش برای بیرون رفتن و بدست آوردن می دانید که شش ماه زودتر کار مشتری را انجام می دهد.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: و برای من هم خیلی سخت است تصور کنم که بیرون بروم و کار مشتری را دریافت کنم. مثل این نیست که می‌توانید به فروشگاه سخت‌افزار بروید و کارهای مشتری را تحویل بگیرید.

جوی کورنمن: مثل یک فرآیند است. مثل این است که ... آره، اگر قرقره ای نداشته باشید و هیچ کاری نداشته باشید، به کار مشتری نخواهید رسید.

جوی کورنمن: بنابراین، من نمی دانم چگونه شما می‌دانی، برای انجام آن برنامه‌ریزی می‌کنم، مگر اینکه منظورتان این باشد، ممکن است یک دوره کارآموزی یا چیز دیگری دریافت کنید. شما به چیزی نیاز دارید شما نمی توانید چیزی داشته باشید و واقعاً وجود ندارد... هیچ بهانه ای برای نداشتن چیزی وجود ندارد، می دانید، مثل این است که ابزارها فقط در دسترس هستند، می دانید.

ساندر ون دایک: مطمئناً، شما می توانید چیزی بسازید. کسی هست که دوست دارد شما برایش انیمیشن بسازید. هیچ کمبودی در آن وجود ندارد.

ساندر ون دایک: پس لایک کنید، و فکر می‌کنم اینستاگرام هم اکنون پلتفرم بسیار جالبی است که فکر می‌کنم بسیاری از افراد می‌توانند طراحان و انیماتورها را پیدا کنند. واقعاً به سرعت و به راحتی.

ساندر ون دایک: و اگر به آنچه که گانر انجام می دهد نگاه کنید، برای مثال، جایی که آنها همه این عکس های کوچک جالب از این مرد را روی پشت بام ساختمانی در نیویورک، به طور بالقوه، و او کمی به قوطی لگد می زند و در همان ساکسیفون نوازش در خیابان گیر می کند و درست مثل ...

ساندر ون دایک: این دقیقاً مانند یک انیمیشن کوچک است که ممکن است ساختن شما چهار ماه طول نمی کشد، اما، می دانید، اگر مجموعه ای از آن انیمیشن ها را کنار هم قرار دهید، می توانید استدلال کنید که فید رسانه های اجتماعی شما شروع به تبدیل شدن به یک حلقه می کند، درست است؟

ساندر ون دایک: اما بیشتر شبیه یک حلقه است که مشتری شما در واقع می تواند قسمت های خاصی از آن را انتخاب کند و آنها را تماشا کند و بله؟

جوی کورنمن: بله.

ساندر ون دایک: شاید آنها چیزی را پیدا کنند که به دنبال آن هستند و با شما تماس بگیرند.

جوی کورنمن: بنابراین، من فکر می کنم که این گفتگو به خوبی به گفتگوی بعدی منتهی می شود.سوال و شما صحبت کرده اید ... شما کمی قبلتر در مورد این صحبت کردید، اما فکر می کنم اکنون، می دانید ... بنابراین، سوال این است که بهترین راه برای ایجاد شبکه یا کار در یک استودیو یا آژانس چیست؟ ?

جوی کورنمن: و اجازه دهید کمی آن را دوباره قالب بندی کنم، زیرا روشی که در یک استودیو شغل پیدا کردید، برای شما کارآمد بود، اما می دانید، کمی وجود داشت. از شانس و اقبال در رابطه با زمان بازی پادشاه و کشور، می دانید که تازه شروع کرده ام و همه اینها.

جوی کورنمن: اما من فکر می کنم که، شما می دانید، دانستن آنچه اکنون می دانید و دانستن وضعیت فعلی از همه چیز، اگر همین الان شروع به کار می کردید، چگونه سعی می کردید در یک استودیو و آژانس شغلی پیدا کنید؟

ساندر ون دایک: من هیچ ایده ای ندارم و در واقع نمی دانم که مردم چگونه این کار را انجام می دهند. کل رویداد شبکه نیز نوعی چیز است.

ساندر ون دایک: من هم مانند بسیاری از رویدادهای شبکه ای در آن حضور داشته ام، درست است؟ و شما با کارت‌های ویزیت خود به آنجا می‌روید.

ساندر ون دایک: من در آن روز کارت ویزیت بسیار جالبی داشتم، مثلاً کاری که می‌کردم این بود که انیمیشن‌ام را می‌گرفتم، تصویری را صادر می‌کردم. دنباله ای از آن و سپس، مطمئن می شوم که هر کارت ویزیت دارای ... جلوی یکسان بود، اما پشت آن مانند یک فریم از انیمیشن من بود.

ساندر ون دایک: بنابراین، چه زمانی می خواهم به این رویداد بروید، من می گویم، "کارت ویزیت من را می خواهید؟" و سپس، کارت ویزیت خود را بیرون می آورمو من می گویم، "اینجا، همه فریم های انیمیشن من هستند. شما می توانید یکی را انتخاب کنید و اطلاعات من را دارید." من واقعاً تلاش می‌کردم در این مورد نیز بسیار خلاق باشم، اما دوست دارم، نمی‌دانم.

ساندر ون دایک: رویدادهای شبکه‌ای همیشه سخت هستند، به خصوص اگر مانند یک درونگرا یا هر چیز دیگری باشید. . اما به این ترتیب، دلیل اینکه احساس می‌کنم وارد بسیاری از استودیوها و آژانس‌ها شدم، این است که از جایی شروع کردم.

ساندر ون دایک: خیلی وقت‌ها ممکن است در استودیویی کار کنیم که یکی نیست. یکی از برترین استودیوها و ما یک جورهایی در تمام روز غصه خورده ایم که می گوییم: "خب، می دانی، من در این استودیو فوق العاده باحال که می خواهم در آن کار کنم کار نمی کنم" اما کل نگرش شما در حال حاضر این گونه است وقتی در مکانی که در حال حاضر مشغول به کار هستید، بسیار پایین می‌آیید.

ساندر ون دایک: اما اگر در آن زمان کمی بالاتر بودید، مردم واقعاً می‌توانستند چنین انرژی را متوجه شوند.

2>ساندر ون دایک: چیزی که می‌خواهم بگویم و تلاش می‌کنم به دنبالش بروم این است که به نظر من این یک واکنش زنجیره‌ای است. شما می توانید از هر جایی شروع کنید.

ساندر ون دایک: چیزهایی که من همیشه به آن توجه می کنم این است که مطمئن شوم به دیگران کمک می کنم، لطف می کنم و بسیار مدبر هستم.

ساندر ون دایک: من می خواهم مردم را با کارهایی که می توانم برای آنها انجام دهم تحت تأثیر قرار دهم. اگر بتوانم آن را نشان دهم، برای آنها مدبر خواهم بود، وآنها می خواهند من را استخدام کنند و به دوستان خود می گویند: "اوه خدای من، ما این مرد ساندر را داریم و او توانست این مشکلات را حل کند و می دانید، شما باید با او کار کنید." 2>ساندر ون دایک: و من فکر می کنم یک چیز دیگر نیز این است که از طریق توصیه ها و توصیه ها، باید آنها را به دست آورید.

ساندر ون دایک: شما باید به مردم نشان دهید که با آنها کار می کنید. می تواند مسئول یک پروژه باشد و شما می توانید آن را جدی بگیرید.

ساندر ون دایک: اگر بتوانید آن را نشان دهید، مطمئن هستم که مردم می توانند خیلی بیشتر از زمانی که در حال پیاده روی هستید به شما توصیه کنند. در اطراف، و شما به نوعی احساس می کنید که در حال حاضر در مکان مناسبی نیستید.

ساندر ون دایک: می دانید، شاید روز بدی را سپری کرده اید، بفهمید چگونه می توانید تبدیل به آن شوید. باورنکردنی ترین دارایی برای یک شرکت.

ساندر ون دایک: فردی که همه می خواهند با او کار کنند، زیرا اگر در حال تبدیل شدن به یک دارایی باورنکردنی برای یک شرکت هستید، می دانید، هیچ کس هرگز شما را رها نمی کند. آنها همیشه می خواهند با وی کار کنند شما چون کار کردن با آن شخص بسیار سرگرم کننده بوده است.

ساندر ون دایک: بنابراین، و فقط تکنیک های زیادی برای آن وجود دارد، در حالی که، می دانید، به جای این که خیلی نگران چیزهایی باشید که در بشقاب خود دارید.

ساندر ون دایک: مثلاً، چه چیزی در بشقاب افرادی که در حال حاضر با آنها کار می کنید و کارهای دیگری که می توانید برای کاهش بخشی از این دردها انجام دهید چیست؟ مانند چیزهای دیگری کهشما می توانید انجام دهید تا برخی از این چیزها را از بین ببرید.

ساندر ون دایک: من فکر می کنم که این کل مانند، نگرش و رفتار، مهم نیست که در حال حاضر در کجا کار می کنید یا با چه کسی کار می کنید، فکر می کنم این فقط این اثر را ایجاد می کند: "خب، می دانید، هر زمان که ساندر به نوعی وارد اتاق می شود، این چیز جادویی وجود دارد." می دانید، ضرب الاجل های ما در حال انجام است، راه حل هایی برای مشکلاتی که داریم وجود دارد.

ساندر ون دایک: و این همان اثری است که من می خواهم زمانی که با یک مشتری کار می کنم ایجاد کنم. من می خواهم آنجا باشم و از آنها بخواهم متوجه شوند که وقتی من آنجا هستم، پروژه و مبارزات آنها به آرامی در حال ناپدید شدن است، یا اینکه من آنجا هستم تا واقعاً کمک کنم و راه حل ارائه کنم.

ساندر ون دایک: شروع کنید. امروز کجا هستید، زیرا مطمئن هستم که اگر نگرش واقعاً خوبی نسبت به جایی که امروز هستید داشته باشید، افراد دیگری خواهند بود که متوجه این موضوع شوند و چه چیز دیگری؟ می‌دانید، ممکن است این واکنش زنجیره‌ای وجود داشته باشد که می‌دانید، امیدوارم شما را به جایی برساند که ترجیح می‌دهید به جای جایی که اکنون هستید.

جوی کورنمن: بله. بنابراین، من می‌خواهم چند چیز را به آن اضافه کنم.

جوی کورنمن: بنابراین، همه چیزهایی که شما گفتید کاملاً درست است و، می‌دانید، فکر می‌کنم آنچه قطعاً به من در حرفه‌ام کمک کرده است، هرگز ... فکر نمی‌کنم تا به حال حتی در بین سه نفر برتر قرار داشته باشمافراد با استعداد در هر اتاقی که من تا به حال در آن بوده ام، درست است؟

جوی کورنمن: و بنابراین، این چیزی نیست که به من کمک کند. چیزی که به من کمک کرد صمیمی بودن و دقیقاً همان چیزی است که شما گفتید. مثلاً وقتی در تیمی هستم که پروژه ای انجام می دهد، هرگز تیمم را معلق نمی گذارم. من همیشه مشکل را حل خواهم کرد.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: من همیشه شاداب هستم، هرگز، می دانید، من هرگز شکایت نمی کنم، همه اینها جوی کورنمن: و بنابراین، من می‌خواهم چیزهای تاکتیکی داشته باشم. می دانید، اگر کسی تازه در ابتدای کار خود است و سعی می کند وارد یک استودیو شود، اینها مواردی هستند که من کارشان را دیده ام و توسط صاحبان استودیو که به دنبال آنها هستند به من گفته اند.

جوی کورنمن: یکی این است، سعی کنید. دوباره آن را امتحان کنید، و تعجب خواهید کرد که چگونه اغلب مردم از کار نکردن در یک استودیو شکایت می کنند و در واقع هرگز به استودیویی که می خواهند در آن کار کنند ایمیل ارسال نکرده اند. آنها منتظرند تا استودیو آنها را کشف کند.

جوی کورنمن: بنابراین، یکی تلاش است، در واقع به مردم کمک کنید. تعجب خواهید کرد که چقدر می تواند موثر باشد. همچنین، می دانید، ممکن است برخی از افراد با این موضوع مخالف باشند، اما من قاطعانه معتقدم که هرگز نباید به سختی خود را بفروشید، درست است؟

جوی کورنمن: فکر نمی کنم تا به حال ایمیلی ارسال کرده باشم. گفت: "سلام، من یک طراح حرکت هستم و دوست دارم مرا استخدام کنید." می دانید، مانند ... یا هر چیزی که به آن نزدیک می شود.

جوی کورنمن: راهی که منهمیشه با مردم تماس می گرفتم: "هی، من فکر می کنم شما بچه ها عالی هستید. من فقط می خواستم تماس بگیرم و بگویم، سلام، تا بتوانیم با هم دوست باشیم." از ... و شما فقط آن را آنجا رها می کنید. و وقتی به رویدادهای شبکه می روید... اول از همه، کلمه شبکه، من احساس می کنم که یک جورایی است... یک جورایی احساس می کنم. واقعاً؟

جوی کورنمن: نوع نگاه من به آن شبیه است، برای مثال، درست است؟ به Blend بروید و هدف شما در آنجا دوستیابی است. خودشه. شما برای به دست آوردن کار تلاش نمی کنید و اگر این ... اگر هدف شما این است که به Blend بروید و کار پیدا کنید، مردم بوی آن را بر شما حس می کنند و شما اوقات خوبی نخواهید داشت.

جوی کورنمن: اگر به آنجا می روید تا فقط با مردم ملاقات کنید، و می دانید، برای چند نفر از طراحان و انیماتورهای مورد علاقه خود یک آبجو بخرید و فرصتی برای برقراری ارتباط با افراد واقعاً با استعداد داشته باشید. این به طور طبیعی پیش خواهد آمد، "اوه، پس داستان شما چیست؟" "اوه، خوب، من در واقع به تازگی از مدرسه خارج شده‌ام و می‌دانی، در حال حاضر به دنبال اولین فرصتم هستم. متشکرم که پرسیدی،" و فقط آن را ترک کن.

جوی کورنمن: فقط آن را رها کن. حلق آویز کردن، و من به شما می گویم چه؟ از هر 10 نفر در این صنعت، 9 نفر اینگونه خواهند گفت: "هه، قرقره داری؟ بگذار چیزهایت را ببینم." و این... منظورم همین است، اما اگر آن را بخواهید، ناراحت کننده می شود و به خوبی کار نمی کند.

جوی کورنمن: وسپس، آخرین چیزی که می دانید، من می گویم این است که خودتان را متمایز کنید. منظورم این است که نمونه کلاسیک این است که با بزرگی و عصبی بودن یک آهنگ برای مورچه غول پیکر بفرستید.

جوی کورنمن: که او این موزیک ویدیو را برای شبیه به ...

ساندر ون دایک: همینطور است. باحال.

جوی کورنمن: .... بگذار مورچه ی کوچک تو باشم. این ... می توانید آن را در گوگل جستجو کنید. این غیر قابل باور است. ما در یادداشت‌های نمایش به آن پیوند خواهیم داد.

جوی کورنمن: یعنی انجام چنین کاری را تضمین می‌کنم، هیچ‌کس این کار را انجام نمی‌دهد. چه کسی ... شما می دانید، چه کسی این تلاش را می کند.

جوی کورنمن: این شما را در رادار آنها قرار می دهد و، می دانید، باید گفت که کار شما باید به اندازه کافی خوب باشد. اگر برای کار در Giant Ant درخواست می‌دهید، می‌دانید، C به علاوه افراد را استخدام نمی‌کنند، درست است؟

جوی کورنمن: شما باید باشید ... شما باید داشته باشید مهارت‌های پشتیبان‌گیری از آن وجود دارد، اما اگر فقط می‌خواهید مورد توجه قرار بگیرید...

ساندر ون دایک: اگر زمان مناسبی برای استخدام آنها نباشد، چه می‌کنید؟ 3>

جوی کورنمن: دقیقاً، بله. این اتفاق هم می افتد. بله، اما قرار گرفتن در رادار کسی این روزها چندان سخت نیست.

جوی کورنمن: بنابراین، اجازه دهید کمی تاکتیکی‌تر هم باشیم. این یک سوال در مورد قیمت است. بنابراین، چگونه کار خود را قیمت گذاری می کنید؟ نرخ روزانه شما چقدر است یا قیمت هر ثانیه چقدر است اگر این کار را انجام دهید؟

جوی کورنمن: آیا فرمول قیمت گذاری دارید و چگونه قیمت گذاری شما در طول سال ها تغییر کرده است؟متشکرم.

ساندر ون دایک: یک ثانیه از انیمیشن یا یک ثانیه از حضور من؟

جوی کورنمن: درست است.

ساندر ون دایک: اینطور خواهد شد a ... میدونی وقتی ساندر رو استخدام میکنی با کرونومتر میاد و ... باشه. بنابراین، امتیاز دهید. مثل اینکه نرخ ثابتی ندارم.

ساندر ون دایک: چیزی که من دارم یک محدوده نرخ است و آن محدوده نرخ ترکیبی از عوامل مختلف است که در نهایت قیمت را تعیین می کند.

ساندر ون دایک: و من در مورد این موضوع در دوره آزاد کار عمیقاً صحبت می کنم، و اینکه چگونه آن را ساختار دادم، اما اساساً بر اساس داشتن یک نرخ پایه که مانند نرخی است که حداقل باید به آن بپردازید، ساختار یافته است، برای اینکه بتوانید از خودتان حمایت کنید و همچنین ممکن است بخواهید آن را دو برابر کنید، بنابراین، می دانید، زیرا شما تمام وقت کار نمی کنید. شما به عنوان یک فریلنسر کار می کنید.

ساندر ون دایک: پس از آن، چیزی شبیه نرخ بازار وجود دارد که در آن نرخی است که شما می دانید، مردم طراحان حرکت را برای آن استخدام می کنند و سپس عوامل زیادی وجود دارد. به این ترتیب، این مشتری وجود دارد که در آخر هفته به پروژه خود نیاز دارد، یا این چیزی است که در سال جدید اتفاق می افتد؟

ساندر ون دایک: یا، می دانید، چرا من باید این کار را انجام دهم؟ برای پروژه‌ای که زمان زیادی برای آن دارم و تا سه هفته دیگر شروع نمی‌شود، همان نرخ ثابت را دریافت می‌کنم، و پروژه‌ای که شبیه آن است، باید در طول این مدت تحویل داده شود.من مجبور شدم کشورم را ترک کنم تا بتوانم از افرادی که بسیار با استعدادتر از من بودند یاد بگیرم. و، می دانید، امروزه شما آن را به صورت آنلاین به قیمتی یاد می گیرید که فقط پرواز به ایالات متحده برای من هزینه دارد. بنابراین، این حرکت باورنکردنی است که در نهایت معتقدم راه یادگیری ما را تسریع خواهد کرد. اگر ما در معرض آموزش با کیفیت بالاتری قرار بگیریم، در نهایت طراحان بهتری خواهیم شد.

جوی کورنمن: من آن را دوست دارم، و برای هرکسی که گوش می دهد باید بگویم که می دانم ساندر دارد می گوید حقیقت، زیرا آخرین باری که صحبت کردیم، فکر می‌کنم هفته گذشته، شما در تایلند یا بالی بودید که با دوست دخترتان سفر می‌کردید و برای کانال یوتیوب او فیلم‌برداری می‌کردید، و دیدن شخصی مثل شما که واقعاً آن دیجیتال را در آغوش می‌گیرد بسیار الهام‌بخش است. نوع زندگی عشایری است، و شما به صورت آزاد کار می کنید، و طراحی حرکتی را از سراسر جهان انجام می دهید، و در حال سفر هستید، و سپس یک کلاس درست می کنید، و، می دانید، کلاسی که شما من فکر می‌کنم شما را مجبور کرده‌ام در واقع در سه کشور مختلف قطعاتی از آن تولید کنید، و می‌دانم که مهارت‌های تجاری و مهارت‌های خلاقانه‌تان به شما این امکان را داده است، و فکر می‌کنم حق با شماست. امیدوارم آنچه که شما تدریس می کنید و شرکت های دیگری مانند School of Motion به دانش آموزان کمک می کند تا یاد بگیرند، مردم را قادر به انجام این کار می کند.آخر هفته و من باید عجله کنم تا آن را انجام دهم؟

ساندر ون دایک: پس از آن، مانند سوپ همه این عوامل مختلف، اساساً یک محدوده را تعیین می کنم و سپس، دقیقاً به این بستگی دارد که چه کسی مشتری است. من فقط بر اساس پروژه و موقعیت آنها که در آن قرار دارند، نرخی را تعیین می کنم.

جوی کورنمن: بنابراین، اجازه دهید سعی کنم این را کمی دقیق تر کنم، زیرا متوجه می شوم که شما چه می گویید، و ، می دانید، من فکر می کنم حق با شما در مورد قیمت گذاری است، آن ... واقعاً برای هر چیزی مانند یک قیمت تعیین شده وجود ندارد. قیمت گذاری آن یک فرمول است، درست است؟

ساندر ون دایک: بله. بله، برای من، حداقل اینطور است. مانند، شما می دانید که چگونه قیمت گذاری بر اساس ارزش و ساعتی وجود دارد. خوب، داشتن محدوده نرخ نوعی در وسط آن است.

ساندر ون دایک: اکنون، قیمت گذاری مبتنی بر ارزش با طراحی حرکت کمی سخت است، به خصوص مانند کار مستقیم به مشتری، زیرا اغلب این کار را انجام می دهد. تعیین بازگشت سرمایه بسیار سخت است...

جوی کورنمن: درست است.

ساندر ون دایک: ... برای مشتری بر اساس کاری است که شما ایجاد کرده اید. مثلاً، اگر من یک انیمیشن لوگو برای یک شرکت ایجاد کنم، اندازه‌گیری بازده سرمایه‌گذاری در آن بسیار سخت خواهد بود.

ساندر ون دایک: این بیشتر شبیه به اصطلاح بازاریابی برند است. فقط بازاریابی است که به طور کلی فقط به نفع برند است و اندازه گیری بازده سرمایه گذاری در آن واقعاً دشوار است.

ساندر ون دایک: اما ایناگر مانند یک توسعه دهنده وب هستید، انجام این کار بسیار آسان تر است، زیرا همه نوع تجزیه و تحلیل دارید و فقط کلیک ها را اندازه گیری می کنید.

ساندر ون دایک: بنابراین، آیا ما دوست داریم ساعتی شارژ کنیم و مهارت های خود را داشته باشیم. یک کالا باشید؟

ساندر ون دایک: خوب، واقعاً نه، زیرا مانند طراحی حرکتی، شما همچنان می توانید وضعیت مشتری خود را ارزیابی کنید و سپس تعیین کنید، می دانید، هزینه کار شما برای آن مشتری چقدر است.

ساندر ون دایک: بنابراین، با استفاده از این فرمول که شامل مواردی است که باید بسازید، نرخ‌های بازار چقدر است، بنابراین می‌توانید نقطه مرجعی داشته باشید و سپس، برخی از عواملی را که در این زمینه نقش دارند، می‌دانید. ، چه خطری در اینجا وجود دارد و زمان تحویل چگونه است؟

ساندر ون دایک: از آنجا، می توانید تخمین بزنید که چقدر زمان برای تکمیل این پروژه نیاز دارید و سپس، خود را اختصاص دهید نرخ ساعتی تا در نهایت به قیمت پروژه برسید.

ساندر ون دایک: و بیشتر اوقات با مشتریانم مانند ... مشتریان قیمت پروژه را دوست دارند، زیرا se آنها می دانند که شما می توانید کار را با آن قیمت انجام دهید. اگر ساعتی شارژ می‌کنید، آنها به این شکل خواهند بود: "خب، می‌دانی، اگر به مرور زمان برویم چه؟ قیمت و سپس، اگر حداقل به طور مستقیم با مشتری کار می کنید، این همان چیزی است که با آن قیمت دریافت می کنید.

ساندر ون دایک: اگر برای استودیوها و چیزهای دیگر کار می کنید، داستان متفاوت است.اینطور است زیرا آنها بسیاری از جنبه های مشتری را مدیریت می کنند.

ساندر ون دایک: اما اگر شما آزاد هستید، این .... می دانید، این واقعاً به شما بستگی دارد که قیمتی را پیدا کنید. که برای شما سودآور است و همچنین یک معامله منصفانه برای مشتری شما بر اساس ارزشی است که کار شما برای آنها فراهم می کند.

ساندر ون دایک: مانند، فقط چیزی را که شارژ می کنید هزینه نکنید زیرا دوست همان نرخی را دریافت می کند که از دوستش دریافت کرده است.

ساندر ون دایک: شما می دانید، تعیین کنید و در مورد آن تحقیق کنید، می دانید که چگونه خدمات شما در برابر سایر خدمات موجود در بازار قرار می گیرد.

ساندر ون دایک: و، می‌دانید، اگر مشتری باید کاری را در آخر هفته انجام دهد، می‌دانید، من شک دارم که بتواند کسی را به موقع پیدا کند که در دسترس است.

ساندر ون دایک: بنابراین، می دانید، این بدان معناست که ممکن است بتوانید کمی بیشتر شارژ کنید زیرا در دسترس هستید یا اگر واقعاً به آن کنسرت نیاز دارید، می دانید، می توانید کمتر شارژ کنید.

Sander ون دایک: می دانید، همه چیز به شما بستگی دارد ، اما همه اینها بر اساس ارزش کار من برای مشتری در آن موقعیت خاص است.

جوی کورنمن: بله. بنابراین، و همه اینها بسیار منطقی است. بنابراین... اما، می دانید، آیا تا به حال مانند ... را پیدا کرده اید، مطمئن هستم که همیشه از شما خواسته می شود که نرخ خود را پایین بیاورید.

جوی کورنمن: آیا ... می دانید، این کار را انجام می دهد. اگر در حال انجام پروژه ای برای مشتری هستید که می دانید، به نوعی برای شما منطقی استبا ماشین‌های آنها هماهنگ شوید، آیا می‌دانید، آیا تا به حال نرخ خود را به نصف کاهش می‌دهید یا مواردی از این قبیل؟

ساندر ون دایک: من هرگز نرخم را پایین نمی‌آورم، زیرا یک خیریه نیستم. مثلاً، هر زمان که من برای کسی کار می کنم، باید یک موقعیت برد برد بسیار واضح وجود داشته باشد.

ساندر ون دایک: بنابراین، و این یک ... نیست و این مسئله در مورد خوب بودن با آن نیست. مشتری شما این کسب و کار است و نیاز به تبادل ارزش وجود دارد در غیر این صورت، در جایی پایین تر، شما نمی توانید از خود حمایت کنید.

ساندر ون دایک: بنابراین، این نیز هیچ ربطی ندارد. مانند حریص بودن، زیرا می‌توانستم پول زیادی از یک شرکت بزرگ فناوری یا هر چیز دیگری بگیرم، اما می‌توانم تصمیم بگیرم که دوست داشته باشم، اگر می‌خواستم همه آن‌ها را مستقیماً به یک موسسه خیریه اهدا کنم.

ساندر ون دایک: بنابراین، واقعاً به این نیست که خوب بودن یا بیش از حد حریص بودن، چیزی که گاهی اوقات با چیزی که وقتی شخصاً از شما درخواست شده بود به دست می آورید، مرتبط است.

ساندر ون دایک: بیشتر به این موضوع مربوط می شود. می دانید، مانند تلاش برای به دست آوردن حداکثر بهره از آنچه می توانید به دست آورید، از یک شغل، زیرا به شما این امکان را می دهد که برای انجام کاری که می خواهید انجام دهید، مدتی مرخصی بگیرید. می دانید، این فرصت های بیشتری را برای خود ایجاد می کند.

ساندر ون دایک: اگر دائماً، می دانید، کار خود را با چنین نرخ پایینی واگذار می کنید، دائماً سعی می کنید به همین ترتیب ادامه دهید، و بعضی وقتا خیلی خسته کننده میشهنکته و، می دانید، شما نمی توانید خود را حفظ کنید، زیرا مشکل کاهش نرخ شما اینجاست. مشتریان با مشتریان صحبت می‌کنند.

ساندر ون دایک: اگر می‌خواهید ماشینتان را تعمیر کنید و دوستتان ماشینش را تعمیر کرده است، چه کار می‌کنید؟ شما می خواهید بپرسید که دوستتان ماشینش را از کجا تعمیر کرده است و واقعاً چقدر هزینه دارد.

ساندر ون دایک: اگر آن شخص به دوست شما معامله ای داده باشد، شما به همان شرکت تعمیر می روید و می دانید، انتظار دارید که بهای معینی را بپردازید.

ساندر ون دایک: بنابراین، اگر نرخ کاهش یافته ای به مشتری بدهم، ممکن است مشتری دیگری دریافت کنم که یک ارجاع است که درخواست می کند. همان نرخ، و زمانی که من نرخ خود را به نرخ عادی خود افزایش می دهم، آن شخص مانند این خواهد بود: "یک لحظه صبر کنید، فکر کردم خدمات خود را به این مبلغ فروختید...

جوی کورنمن : درست است

ساندر ون دایک: .... برای دوستم. مثلاً چرا ناگهان اینقدر گران است؟ و حالا باید خودت را توضیح بدهی.

ساندر ون دایک: و دلیل دیگر این است که شما نیز ... وقتی نرخ خود را کاهش می دهید، نرخ بقیه را نیز پایین می آورید.

ساندر ون دایک: و منظور من از آن این است که، اگر برای یک آژانس کار می‌کنید و می‌فروشید، مثلاً طراحی حرکت 100 دلار در ساعت یا هر چیز دیگری هزینه دارد، و تصمیم می‌گیرید آن را به 50 دلار کاهش دهید. یک ساعت.

ساندر ون دایک: حالا، آن آژانس... آنجا در آن آژانس، وجود داردیک بخش کامل که فقط روی امور مالی متمرکز است.

ساندر ون دایک: آنها فقط یک صفحه گسترده بزرگ دارند که فقط همه چیزهایی را که می خرند دارد و فقط یک برچسب قیمت پشت آن است.

ساندر ون دایک: بنابراین، برای طراحی حرکتی، مانند "اوه، طراح حرکت در ساعت، 50 دلار." بنابراین شما پروژه خود را انجام می‌دهید، اما وقتی پروژه بعدی شروع می‌شود، زمانی که می‌خواهند بودجه بسازند، به صفحه گسترده خود نگاه می‌کنند و به آن نگاه می‌کنند، "اوه، طراحان حرکت 50 دلار در ساعت خواهند بود. "

ساندر ون دایک: و سپس، آنها با مردم تماس خواهند گرفت، و انتظار دارند 50 دلار در ساعت بپردازند، اما، حدس بزنید چه چیزی؟

ساندر ون دایک: می‌دانید، می‌دانید، می‌دانید، مشکلی در آنجا ایجاد خواهد شد، زیرا احتمالاً متوجه خواهند شد که نرخ‌ها بسیار بالاتر از آن چیزی است که انتظار داشتند. اگر واقعاً نرخ خود را کاهش دهید، تقریباً نرخ دیگران را پایین می‌آورید.

ساندر ون دایک: می‌دانید، من می‌دانم که این واقعاً سخت به نظر می‌رسد و در واقع کارهای زیادی را رایگان انجام می‌دهم، اما تفاوت اینجاست من با تخفیف یا در ازای چیز دیگری کار می کنم.

ساندر ون دایک: بنابراین اکنون، داستان کاملاً متفاوت است، زیرا مشتری من می داند که نرخ من چقدر است، اما ممکن است مجبور نباشد آن نرخ را بپردازد زیرا در حال دریافت است. یک تخفیف و کاملاً واضح است که چرا او تخفیف می گیرد. شاید، من واقعاً آن مارک را دوست دارم.

ساندر ون دایک:من با بسیاری از شرکت‌های استارت‌آپ کار کرده‌ام که آن‌ها هنوز بودجه لازم را نداشتند، بنابراین تخفیف گرفتند. و همچنین می‌توانید با این کار واقعاً خلاق باشید.

ساندر ون دایک: پس می‌دانید، شاید به جای اینکه 100% رایگان با تخفیف کار کنید، می‌توانید درصد مشخصی بدهید. بنابراین، شاید بگویید، می دانید چیست؟ من 100٪ رایگان کار می کنم و 75٪ به شما تخفیف می دهم زیرا می دانید چیست؟ تنها چیزی که از 25% باقی مانده است فقط پوشش هزینه های عملیات من است.

ساندر ون دایک: بنابراین اکنون، شما واقعاً می توانید زمان خود را به صورت رایگان در اختیار شما قرار دهید، اما هنوز هم می توانید هزینه های خود را پوشش دهید.

ساندر ون دایک: تفاوت این است که شما ارزش خود را حفظ می کنید. مشتری باید ارزش واقعی چیزی را که شما ارائه می دهید بداند.

جوی کورنمن: متوجه شدم. باشه. بنابراین، من می خواستم از شما بپرسم، اما حالا منطقی است. بنابراین، این شما هستید... بنابراین، اگر نرخ شما 750 دلار در روز باشد، هرگز به مشتری نخواهید گفت: "من برای 650 دلار در روز کار خواهم کرد."

جوی کورنمن: شما در واقع ممکن است فقط آن را دریافت کنید، اما آن را اینگونه بیان خواهید کرد: "این نرخ من است، اما من حاضرم به شما تخفیف بدهم" و آن را روی فاکتور قرار می دهید تا مشخص شود که نرخ خود را پایین نیاورده اید، به آنها یک امتیاز داده اید. تخفیف.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: و من می دانم که همین است... نتیجه یکسان است اما از نظر روانی، کمی متفاوت است.

ساندر ون دایک: درست است. روانیتفاوت این است که کار شما همچنان ارزش خود را حفظ می کند و این چیزی است که همیشه باید از آن محافظت کنید. و زمانی که شما فقط نرخ خود را کاهش می دهید و فقط آن را در آنجا قرار می دهید، مردم ممکن است ندانند چرا نرخ خود را کاهش داده اید.

ساندر ون دایک: ممکن است مردم ندانند که نرخ شما قبلا بالاتر بوده است. بنابراین، شما باید دلیلی بیابید و این همان جایی است که مذاکره می تواند شروع شود، زیرا اگر تخفیف ارائه می دهید، اکنون سخاوتمند هستید.

ساندر ون دایک: مشتری چیست؟ آیا می توانید انجام دهید تا به نوعی مستحق آن تخفیف باشید؟ آیا می‌توانند در مورد میزان تجدیدنظرهایی که می‌خواهند در آنجا داشته باشند، فکر کنند؟

ساندر ون دایک: می‌دانید، آیا می‌توانند برای تخفیفی که ارائه می‌دهید کمی آزادی خلاقانه به شما بدهند؟ بنابراین، اکنون داستان کاملاً متفاوت است.

ساندر ون دایک: شما می‌دانید که کار شما ارزش دارد و کار کردن با آن مشتری را برای خود آسان‌تر می‌کنید زیرا نرخ خود را کاهش می‌دهید. در حالی که در غیر این صورت، شما فقط آن را کاهش می دهید و اگر منطقی باشد، همچنان هر کاری را که مشتری انتظار داشت برای ارزش بالاتر انجام می دهید.

جوی کورنمن: درست است. آره اکنون، این یک روش جالب برای نگاه کردن به آن است و منطقی است.

جوی کورنمن: منظورم این است که من استراتژی های مشابهی را در حرفه خود انجام داده ام، می دانید، مثلاً یک مثال این است، شما بدانید، شما به نوعی ... وقتی به سطح انجام مناقصه می رسیدمی‌دانید که مخالف این است که "در اینجا نرخ روز من است"، که معمولاً، مطمئنم که شما همیشه این کار را انجام می‌دهید که اکنون کار آزاد انجام می‌دهید.

جوی کورنمن: می‌دانید، وجود دارد فرصت هایی برای ایجاد حاشیه سود و به نوعی آن را به گونه ای تقسیم بندی کنید که، می دانید، برای مثال، من قبلاً هزینه می کردم، می دانید، مانند نوعی هزینه رندر.

جوی کورنمن: مانند [نامفهوم 01:29:38] برای استفاده از مزرعه رندر یا چیزی شبیه به آن، درست است؟ و ممکن است 2000 دلار هزینه داشته باشد و اینطور نیست، من در واقع از مزرعه رندر استفاده نمی کنم. من فقط سعی می کنم پول بیشتری به دست بیاورم، اما این به نوعی راهی برای کسب سود در کار است اما به خودم اجازه می دهم.

جوی کورنمن: اگر بودجه نیاز به 2000 دلار باشد، می توانم بگویید، "باشه، این بار از هزینه رندر چشم پوشی می کنم."

جوی کورنمن: و این فقط یک ترفند جادویی است که در آن اکنون از نظر فنی، نرخ ساعتی من کاهش یافته است اما ظاهر نمی شود. به مشتری و سپس، از تصویر من محافظت می کند...

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: ... به آنها، همانطور که می دانید، در ... همانطور که به ارزش من مربوط می شود. پس آره مرد من فکر می کنم این توصیه خوبی است.

ساندر ون دایک: شما در معرض خطر هستید. مانند، من فکر می کنم، من مطمئن نیستم که آن را به نام، دوباره، در یک پیشنهاد، اما شما فقط ... برخی از شرکت ها فقط در پایین وجود دارد. آنها فقط می گفتند: "اوه، این درصد در بالا." شاید 10 یا 15%.

جوی کورنمن: درست است.

ساندرفن دایک: فقط برای یک ریسک. می دانید، هر زمان که مشکلی پیش بیاید یا هر چیز دیگری، گاهی اوقات آن را پس از آن به مشتری پس می دهید.

ساندر ون دایک: مانند پول اندک بیمه یا هر چیز دیگری است که حداقل اگر چیزی از مشتری پول دریافت کردید. اشتباه است، که پس از انجام پروژه ها، پول را پس می دهید...

جوی کورنمن: درست است.

ساندر ون دایک: ... و همه چیز درست شد.

جوی کورنمن: اوه، مثل پیش پرداخت یا چیزی شبیه به آن است. بله.

ساندر ون دایک: پیش پرداخت درست است. آره بنابراین چیزی شبیه به آن.

جوی کورنمن: این [نامفهوم 01:30:53]، بله. این جالب است.

ساندر ون دایک: راه های مختلفی وجود دارد. راه‌های مختلفی وجود دارد که می‌توانید آن را انجام دهید و ...

جوی کورنمن: جالب است. بسیار خوب. بنابراین، اجازه دهید به نوع دیگری از سؤالات خاص در اینجا برویم و این سؤال همیشه در گروه فارغ التحصیلان مدرسه حرکت ما مطرح می شود.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: و من هرگز پاسخ قطعی برای آن نشنیده ام. نمی دانم شما یکی دارید یا نه، اما سوال اینجاست...

ساندر ون دایک: بسیار خوب.

جوی کورنمن: ... وقتی مشتری پروژه را درخواست می کند چه می کنید فایل ها؟ آیا نوعی [crosstalk 01:31:17] دارید؟

ساندر ون دایک: اوه، [crosstalk 01:31:17].

جوی کورنمن: آیا شما مانند . .. و اجازه دهید فقط ... بنابراین، اجازه دهید .... من مجبور به گرفتن دو سناریو. در یک سناریو که، شمامی دانید، کلاس شما به طور خاص، روش های حرکت پیشرفته، من حدس می زنم که شما به نوعی دوست دارید کتاب بازی خود را باز کنید و واقعاً دقیقاً نحوه انجام کاری را که انجام می دهید آموزش می دهید.

ساندر ون دایک: درست است.

جوی کورنمن: بسیاری از تماشای شما در ساخت این کلاس چیزهایی است که قبلاً واقعاً ندیده‌ام، و تکنیک‌ها و کارهایی که انجام می‌دهید بسیار منحصربه‌فرد هستند، و آیا اصلاً نگران به اشتراک گذاشتن آن چیزها هستید. ? می دانید، همه افراد آنقدر با رازهای خود آشنا نیستند، پس چرا فکر می کنید مهم است که اسرار خود را به اشتراک بگذارید؟

ساندر ون دایک: خب اول از همه، من اصلا از به اشتراک گذاشتن چیزهایی که می دانم نمی ترسم زیرا من احساس می کنم به اندازه کافی کار وجود دارد و نیاز به خلاقان بسیار حرفه ای وجود دارد، و من امیدوارم که با توانمندسازی افراد با دانشی که به دست آورده ام، بتوانند فرصت های بیشتری برای خود ایجاد کنند. افراد دیگر این کار را برای من انجام داده اند و من از این بابت بسیار سپاسگزارم، و همانطور که قبلاً اشاره کردم، انتخاب بیشتری برای تصمیم گیری در مورد اینکه با چه کسی کار می کنید و ساختار زندگی خود را چگونه می سازید ایجاد می کند، و من معتقدم که اگر مردم انتخاب بیشتری داشته باشند، آنها به طور کلی افراد سالم تر و بهتری خواهند شد.

ساندر ون دایک: من از به اشتراک گذاشتن دانش خود نمی ترسم زیرا حدس می زنم، می دانید، در همان روزگاری که شما این ترفند خاص را می دانستید، یا شما دوربین گران قیمتی داشتید و به این ترتیب توانستید استخدام شوید، اما تعداد افراد بیشتر و بیشتر می شودمی‌دانید که آنها فایل‌های پروژه را می‌خواهند.

جوی کورنمن: از شما می‌خواهند یک جعبه ابزار انیماتور یا مکانی طراحی کنید که بعداً آن‌ها نسخه آن را خواهند گرفت، درست است؟ اما این یک سناریو است.

جوی کورنمن: اما سناریوی رایج‌تر این است که مشتری که چیز بهتری نمی‌داند، درست است؟ آنها ... شما کار را انجام می دهید و سپس آنها می گویند: "هی، می توانی آن فایل های پروژه را بفرستید؟"

ساندر ون دایک: بله.

جوی کورنمن: چگونه پاسخ می دهید در آن دو موقعیت؟

ساندر ون دایک: بسیار خوب، موقعیت اول، من می گویم، خوب، اگر از ابتدا می دانید که وارد آن می شوید، باید آن فایل های پروژه را تحویل دهید. ، باید این کار را انجام دهید، و اگر با آن راحت نیستید، ممکن است بخواهید مقداری اضافی هزینه کنید، یا آن را کار کنید و هزینه های رندر خود را از جوی درج کنید.

ساندر ون. دایک: پس، می‌دانید، می‌دانید، هزینه دیگری را در آنجا قرار دهید که توجیه می‌کند شما توانسته‌اید فایل‌های پروژه را به آنها بدهید.

ساندر ون دایک: وضعیت دو قطعاً موقعیتی است که من دارم. می‌دانید که کجا کار را انجام داده‌اید، همه چیز را تحویل داده‌اید و سپس ایمیل‌هایی مانند "اوه، فایل‌های پروژه اینجا کجاست؟"

ساندر ون دایک: و شما مانند، "فراموش کردم آن را در توافق نامه قرار دهم. چگونه می خواهیم در این مورد صحبت کنیم؟ H اوه می خواهیم این را حل کنیم؟

ساندر ون دایک: این می تواند بسیار ناراحت کننده باشدموضوع، به خصوص در پایان یک پروژه، وقتی چیزی، می‌دانید که چیزی به تازگی تحویل داده شده است، مشتری راضی است، شما خوشحال هستید و اکنون این جمله وجود دارد، "اوه، او نمی‌خواهد فایل‌های پروژه یا هر چیز دیگری را به من بدهد."

ساندر ون دایک: کاری که من انجام داده‌ام این است که سناریوی دوم را تغییر داده‌ام. من فایل های پروژه را به یک سرویس اضافی تبدیل کرده ام.

ساندر ون دایک: مانند، "آیا می خواهید به چیپس سیب زمینی خود دست پیدا کنید؟" چنین چیزهایی.

ساندر ون دایک: بنابراین، کاری که من انجام می‌دهم این است که از قبل می‌پرسم، "می‌دانی، آیا می‌خواهی بعد از آن بتوانم تغییراتی در کار ایجاد کنم؟ پس من" من اساساً فقط از او می‌پرسم: «آیا به فایل‌های پروژه نیاز داری؟» و بیشتر اوقات پاسخ را دریافت می‌کنم، مثل اینکه ما آشکارا این سناریو را در ذهن خود داریم که در آن مشتری با فایل‌های پروژه فرار می‌کند و سپس تعدادی انیماتور ارزان‌تر را استخدام می‌کند. پروژه را انجام دهید، درست است؟ و ممکن است این اتفاق بیفتد، اما اغلب اوقات چیزی که من متوجه شدم این است که مشتری فقط می خواهد گاهی اوقات یکسری ترفندهای ساده مانند تغییرات متنی انجام دهد، و آنها نمی خواهند شما را دوباره استخدام کنند. برای انجام همه این تغییرات، زیرا آنها فقط تغییرات کوچکی هستند. بنابراین من در واقع یک راه حل بسیار خوب برای آن سناریو پیدا کردم، و اخیراً این کار را با مشتری انجام دادم که یک انیمیشن متنی بسیار سنگین داشت، و همچنین در آن بود. بسیاری از زبان های مختلف.

ساندر ون دایک: کاری که من انجام داده ام این است که از تمام متن هایی که منخوب اول از همه، من مطمئن شدم که قبل از شروع کار، این سوال را از مشتریم میپرسم، درست است؟ "آیا می خواهید پس از آن تغییراتی در کار ایجاد کنید؟" اگر چنین است، من این سرویس اضافی را دارم که می‌توانیم آن را در بالا قرار دهیم که فقط فایل پروژه را به شما می‌دهد، بنابراین می‌توانید خیلی راحت تغییرات را ایجاد کنید. من یک آموزش کوچک در مورد آن انجام می دهم، به شما نشان می دهم که چگونه کار می کند، و از آن لحظه به بعد می توانید متن را تغییر دهید، دیگر به من نیاز ندارید، اما انجام این کار اینقدر هزینه دارد. بنابراین کاری که من انجام می دهم این است که اساساً تمام متن هایی را که استفاده می کنم در ایلوستریتور قرار می دهم. این برنامه ای است که استفاده از آن بسیار ساده است. طراحان آن شرکت می دانستند که چگونه از Illustrator استفاده کنند. من آن دارایی های Illustrator را وارد می کنم و سپس اساساً همه چیزهای انیمیشن دیگر را رندر می کنم. من آن را پس از آن در پروژه رندر می کنم، مثل اینکه آن را می پزم. و بنابراین چیزی که به دست می آورید این است که یک انیمیشن بسیار ساده دریافت می کنید که مانند یک لایه پس زمینه، تمام متن و سپس یک لایه پیش زمینه پخته شده است.

ساندر ون دایک: اگر مشتری بخواهد تغییری ایجاد کند، آنها می‌تواند فایل Illustrator را باز کند، تغییر را ایجاد کند، سپس After Effects را باز کند، و بلافاصله به‌روزرسانی می‌شود، زیرا این ارتباط بسیار سریع بین After Effects و فایل وجود دارد. بنابراین به محض بارگذاری مجدد فایل ها، آن تغییر ایجاد می شود و تنها کاری که باید انجام دهند این است که از صف رندر عبور کرده و دوباره رندر را روشن کنند و اکنون انیمیشن به روز شده خود را دارند. وقتی ناراحت استمواردی مانند این پاپ آپ، من سعی می کنم آن را به یک سرویس یا راه حل تبدیل کنم. چگونه می توانم این موضوع را به چیزی تبدیل کنم که ما از قبل در مورد آن صحبت می کنیم، بنابراین کاملاً واضح است که تا پایان پروژه، فایل های پروژه گنجانده نشده است.

جوی کورنمن: بله، من هم این ایده را دوست دارم. تبدیل آن به یک سرویس و تبدیل چیزی که معمولاً طراحان حرکتی احساس می‌کنند شکل بدی دارد، مانند یک پاس تقلبی برای درخواست فایل‌های پروژه است، اما اکنون شما فقط در مورد آن صحبت می‌کنید، مانند: "خوب، بله. شما می‌توانید آنها را داشته باشید، هزینه آن اینقدر خواهد بود." و بنابراین حدس می‌زنم سوال بزرگ این است که چگونه هزینه آن را تعیین می‌کنید؟ اگر در حال انجام یک پروژه 10000 دلاری هستید، آیا هزینه کمتری نسبت به پروژه ای 20000 دلاری دارید؟

ساندر ون دایک: خوب، چقدر می خواهید شارژ کنید. این واقعا به شما بستگی دارد. تو الان آزاد هستی شما رئیس خود هستید، بنابراین تصمیم می گیرید که چقدر باشد. من می گویم معمولاً بین 25٪ یا 30٪، هر چه باشد، اما واقعاً به پروژه بستگی دارد. شما واقعا نمی توانید آن را تنظیم کنید، واقعاً به شما بستگی دارد که آن درصد، آن مقدار را تعیین کنید. و به همین دلیل است که هر بار مردم می پرسند، "هی، نرخ شما چقدر است؟ زیرا من همان نرخ را دریافت خواهم کرد." این سوال نیست. مانند این است که "آیا می دانید چرا آنچه را که شارژ می کنید شارژ می کنید؟" اگر این کار را نکنید، برای چه چیزی شارژ می کنید؟ شما باید بتوانید پشت سر این باشید که چرا چیزی را که شارژ می کنید شارژ می کنید. اگر مشتری بیاید و بگوید: "وای،25 درصد چرا هزینه آن 25٪ است؟" شما می خواهید توضیح دهید که چرا این 25٪ است، شما نمی خواهید فقط یک عدد را درست کنید فقط به این دلیل که بقیه جهان نیز از آن عدد استفاده می کنند.

ساندر ون دایک: و حتی می توانید بگویید، "معمولاً 25٪ است، اما من 50٪ از شما پول می گیرم زیرا بسیار دشوارتر است." این طرز فکر است که در مقایسه با دانستن همه اعداد متفاوت است، زیرا این اعداد در حال افزایش هستند. پس ترجیح می‌دهید چه چیزی داشته باشید؟ عدد یا طرز فکری که بتوانید هر بار آن را بفهمید؟ آن ... چیزی که فکر می کنم اکثر مردم در ذهنشان به آن توجه می کنند این است که "اگر فایل های پروژه را به شما بدهم، دیگر مرا استخدام نخواهید کرد." بنابراین باید هزینه های از دست رفته آینده را در نظر بگیرم. کار، فرصت های از دست رفته، این اولین چیزی است که شما به آن فکر می کنید؟ افراد را تغییر دهید و این بیشتر است، "من فقط برای زمانی که قرار است طول بکشد حساب می کنم."

ساندر ون دایک: اگر زیاد با این مشتری کار می کنید، و ناگهان، آنها شروع به درخواست تمام فایل های پروژه شما می کنند و سعی می کنند شما را وادار کنند که کار با آنها را متوقف کنید و یک انیماتور ارزان تر یا هر چیز دیگری داشته باشید، سپس در مورد آن فکر کنید، یافتن بالقوه برای شما چه هزینه ای دارد.مشتری دیگری مانند آن؟ یا شاید هم هزینه ای مانند یک ماه هزینه زندگی داشته باشید که فقط یک ماه بفهمید چگونه یک مشتری متفاوت پیدا کنید، بنابراین شاید این چیزی است که می توانید برای آن هزینه کنید. بفهمید چه هزینه ای برای شما خواهد داشت، و اگر این چیزی است که آنها قادر به انجام آن نیستند... این یک بحث است. این واقعاً به وضعیت شما هم بستگی دارد، اما بله، فقط به هزینه ای که به خاطر آن خواهید داشت فکر کنید، و واقعاً به همین دلیل است که می خواهم از قبل آن را بپرسم. «آیا می‌خواهید بعداً در این کار تغییراتی ایجاد کنید؟»

ساندر ون دایک: فقط باید از قبل بدانید زیرا اگر بعداً این کار را انجام دهید وضعیت واقعاً زشتی است و من و آن مشتریان آنجا بوده‌ام من هم تماس نگرفته ام.

جوی کورنمن: این واقعاً توصیه خوبی است. بنابراین من چند سوال دیگر در مورد این چیزهای تجاری دارم. بنابراین یک سوال رایج دیگر، فکر می کنم احتمالاً ده ها نفر این یکی را می پرسند. چگونه با دورهای تجدید نظر یا تغییر نظر مشتریان یا عدم تصمیم گیری برخورد می کنید؟ بنابراین من حدس می‌زنم که به‌طور خاص از این نظر که چگونه این موضوع را در هنگام مناقصه یا انجام قراردادها در نظر می‌گیرید؟ آیا دورهای خاصی دارید، مثل اینکه فقط سه دور تجدید نظر دریافت می کنید؟ یا روش دیگری انجام می دهید؟

ساندر ون دایک: درست است. خوب، ما قبلاً یک ترفند را از تخفیف ها می دانیم. اگر به مشتری خود تخفیف می دهید، می توانید با گفتن این جمله، "خب من به شما یک تخفیف می دهم"تخفیف، شاید مقدار تجدید نظرها یا آزادی خلاقانه‌تر را محدود کنیم.» چیز دیگری که در واقع از آن اسکوپاس در باک با زیبایی شارژ ساعتی یاد گرفتم این است که همیشه مطمئن می‌شوم که به مشتریانم می‌گویم همه چیز ممکن است، بنابراین اگر شما با مشتری کار می کنید که دائماً نظر خود را تغییر می دهد و بسیار بلاتکلیف است، واقعاً می خواهید ساعتی شارژ کنید، زیرا این برای شما سودمند خواهد بود، زیرا مشتری شما این کار را انجام خواهد داد. احتمالاً نظر خود را تغییر می‌دهند، اما اگر این کار را انجام دهند، همچنین می‌دانند که هزینه‌های مرتبط با آن وجود خواهد داشت.

جوی کورنمن: این نقل قول شگفت‌انگیز است. همه چیز ممکن است، فقط هزینه دارد.

ساندر ون دایک: بله، و رفیق، مثل اینکه من در حال حاضر برای ویزای ایالات متحده دیگر درخواست می کنم، بنابراین با یک وکیل کار می کنم، درست است؟ زیرا او تمام امور اداری را انجام می دهد. هزینه هایی نیز وجود دارد، بنابراین می توانید هزینه ای بپردازید تا درخواست ویزای شما به طور کامل بررسی شود تی سریعتر پس آیا فکر می کنید اگر از آن وکیل بخواهم که این احساس را بیان کند، او این کار را انجام خواهد داد؟ نه، او جواب می دهد و می گوید: "اوه، اجازه دهید با اداره مالی ما تماس بگیرم، آنها فاکتور را برای شما به روز می کنند، و به محض پرداخت، من آن درخواست را ارسال می کنم." بنابراین مثل این است که می‌توانید با این توافقی که دارید از خود محافظت کنید، زیرا امیدواریم که به نوعی از آن استفاده کرده باشیدتوافق نامه ای که در آن ذکر کرده اید که برای ساعات کاری مشخص چه چیزی را تحویل خواهید داد، و به محض اینکه آنها خارج از آن هستند، یا قرارداد دیگری ایجاد می کنید، یا به طور خاص این فرآیند را توضیح داده اید، "وقتی تغییراتی خارج از چارچوب ایجاد می شود چه اتفاقی می افتد. محدوده کار."

ساندر ون دایک: فقط ترفندهایی برای کمک به شما در این زمینه وجود دارد. و زیبایی آن این است که من دوست دارم وقتم را صرف انیمیشن کنم، من عاشق انجام برخی از کارهای تجاری و قراردادها هستم، اما می دانید، من آدمی نیستم که بیایم و با مشتری شروع به مذاکره کنم و شروع به کار کنم. در قیمت، و این و آن. من می‌خواهم کار خلاقانه انجام دهم، و وقتی چند ترفند و تکنیک وجود دارد که می‌توانم آن‌ها را اجرا کنم که به من امکان می‌دهد بیشتر آن کار خلاقانه را انجام دهم، واقعاً خوب است، و فقط یک فرآیند برای زمانی که چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد وجود دارد. زمانی که مشتری شما فایل‌های پروژه را می‌خواهد، فرآیندی وجود دارد، شما آن را از قبل درخواست می‌کنید. بنابراین، اگر بارها و بارها از این فرآیند استفاده کرده باشید، می توانید زمان زیادی را صرف چیزهایی کنید که واقعاً می خواهید وقت خود را روی آن ها صرف کنید، و می توانید با آنها کنار بیایید...

ساندر ون دایک: چون اکثر سوالاتی از این قبیل، "وقتی مشتریم از من فایل های پروژه ام را می خواهد چه کار کنم؟ من چه کار کنم؟" اغلب اوقات این سؤالات ناشی از عدم وجود یک فرآیند در محل است. در این روزها دیگر هرگز نمی توانم به آن موقعیت برسم، زیرا منیک فرآیند در جای خود داشت.

جوی کورنمن: من یک چیز دیگر را به آن اضافه می کنم، و این به نوعی شبیه به آنچه در نقل قول از Ann at Buck گفتید است. روشی که من همیشه این کار را انجام می‌دادم، که واقعاً خوب کار می‌کرد، این بود که وقتی چیزهایی را پیشنهاد می‌کردم و بودجه‌ای تهیه می‌کردم، همیشه از نظر مهلت این کار را انجام می‌دادم. این تعداد روزهایی است که این پروژه ادامه خواهد داشت، و شرایطی در یادداشت معامله من وجود دارد که می‌گوید: "و اگر این پروژه از آن تاریخ گذشته باشد، مازاد بر ارزشیابی خواهد شد." بنابراین اگر یک مشتری روز قبل از اینکه قرار است تحویل دهیم به من مراجعه کند و یکسری تغییرات را بخواهد، این است: "بله، اما ... بله، هر چیزی که ممکن است، به هر حال، به سه روز دیگر انیمیشن نیاز دارد. این بدان معناست که ما باید مجدداً پیشنهاد را بررسی کنیم."

جوی کورنمن: دلیلی که من این کار را انجام دادم این بود که برای اکثر مردم کمی راحت تر است که در قالب "اوه، خوب" صحبت کنند. این فقط زمان بیشتری را به همراه خواهد داشت، به جای اینکه به مشتری خود بگویند، "این برای شما پول بیشتری خواهد داشت"، زیرا صحبت کردن در مورد پول کمی دشوارتر است. بنابراین این یکی از راه‌هایی است که می‌توان آن را کمی انتزاع کرد.

ساندر ون دایک: و شما هرگز نمی‌خواهید به مشتری خود بگویید که چیزی ممکن نیست، زیرا آنها به شما مراجعه می‌کنند زیرا همه چیز ممکن است. اگر فقط به آنها بگویید که به منابع بیشتری نیاز دارد، ممکن است بتوانند منابع بیشتری پیدا کنند، اگر شما بتوانید این کار را انجام دهید،عالی، شما کار بیشتری دارید بنابراین شما در واقع به بازه زمانی اشاره کردید که در واقع یکی از مورد علاقه‌ترین بخش‌های توافقنامه است. فکر می‌کنم این را از جیک سرجنت یاد گرفتم، این است که شما می‌خواهید فقط یک بازه زمانی را قبل از پروژه، زمانی که واقعاً تمام شد، تعیین کنید، زیرا پس از آن تاریخ، دیگر در دسترس نیستید، و مشتری این را می‌داند. و این واقعاً به شما کمک می کند زیرا گاهی اوقات شما یک پروژه را شروع می کنید و نمی دانید چه زمانی قرار است به پایان برسد.

ساندر ون دایک: پس بهتر است مطمئن شوید که، اوه، مشتری به شما داده است. یک مهلت، خوب شاید دو تا سه روز بعد از آن، تاریخ پایان دوره زمانی کار را بگذارید. و سپس مشتری شما ممکن است بعد از آن مدت با شما تماس بگیرد و ممکن است یک حرکت خوب برای پاسخ به مشتری شما با درخواست فرمت کردن انیمیشن برای اینستاگرام یا هر چیزی که آنها نیاز دارند، اگر چیزی کوچک باشد. اما وضعیت تغییر کرده است، اکنون ایجاد آن تغییر مانند یک هدیه کوچک به مشتری است، مانند یک ... کلمه پیدا نمی شود. اما این دیگر یک تعهد نیست، مانند چیزی نیست که شما با آن موافقت کرده باشید.

جوی کورنمن: این یک لطف است.

ساندر ون دایک: بله، این یک لطف است. شما بروید. اکنون، این یک لطف در مقابل یک چیز واقعی است که شما از انجام آن خودداری کرده اید. خدایا ما تو را استخدام کردیم، اما تو از این کار خودداری کردی. بنابراین مشتری شما ممکن است بگوید، "خب، عالی است. ما شما را برای انجام این هفته های کاری استخدام کردیم، اما حتی یک هفته بعد،حالا که قرار است این دسترسی را داشته باشند. بنابراین، این چیزی شبیه به عکاسی است، درست است؟ به محض اینکه دوربین DSLR وارد بازار شد، همه می‌توانستند عکس‌هایی با ظاهر حرفه‌ای بسازند.

جوی کورنمن: بله.

ساندر ون دایک: منظورم این است که امروز حتی می‌توانید این کار را با گوشی هوشمند خود انجام دهید. چیزی که می‌بینید این است که دیگر فقط به مهارت‌های فنی مربوط نمی‌شود، بلکه توانایی یافتن راه‌حل‌های خلاقانه برای مشکلات تجاری یا داستانی است که با گرافیک خود تعریف می‌کنید.

جوی کورنمن: این باعث می‌شود خیلی حس می دانید، من فکر می کنم استعاره عکاسی واقعاً مناسب است، و آنچه شما می گویید را می فهمم. مانند منابعی است که امروزه در دسترس است، می دانید، این واقع بینانه است که در نهایت یک هنرمند معمولی افترافکت مقدار مناسبی از عبارات را بداند، و با افترافکت ها واقعاً فنی شود، و شاید برخی از طراحی ها و برش های انیمیشن داشته باشد، و بنابراین، دیگر عامل تمایز دانش در ذهن شما نیست، بلکه توانایی شما برای استفاده از آن دانش است، و علاوه بر آن مهارت‌های نرم کار با انسان‌های دیگر، و فروش کسب‌وکارتان، و همه این چیزها است.

جوی کورنمن: و بنابراین، با این قدرت، مسئولیت نیز به وجود می‌آید، و این سوالی است که در واقع از طرف مخاطبان ما بود و به نظر من عالی است زیرا با موضوعی که شما در این کلاس صحبت می‌کنید مطابقت دارد. زمانی که شما یک طراح حرکت هستید و می توانید پیشرفت کنیداگر از شما چیزی بپرسیم، شما به اندازه کافی لطف داشتید که کمی به ما بفرستید. بابت آن متشکرم." در مقابل اشاره نکردن به بازه زمانی، و ناگهان آنها فقط انتظار تحویل بی نهایت از شما دارند، یا چه کسی می داند چه چیزی. کاری که می توانید انجام دهید این است که فوراً وارد یک پروژه شوید، زیرا در مورد آن خیلی هیجان زده هستید و به همه چیزهایی که ممکن است اشتباه پیش بروند فکر نمی کنید.

جوی کورنمن: بنابراین سوال بعدی، این است یک جور مشکل. چگونه می توانم کار آزاد برای ایجاد پایگاه مشتری پیدا کنم در حالی که هنوز در یک آژانس کار تمام وقت دارم؟ این امکان وجود دارد. یعنی ممکن است، درست است؟

ساندر ون دایک: برای برخی مردم، امکانش هست.یعنی شما دوتا گزینه دارید، درسته؟من قبل از اینکه فریلنسری بشید توصیه می کنم، مطمئن بشم که دارید...اول از همه میگم اگر فریلنسری میشید مطمئن شوید که قبل از اینکه واقعاً ماشه را برای ترک شغل تمام وقت خود بکشید، نوعی علامت یا اشاره دارید که مردم می خواهند شما را به صورت آزاد استخدام کنند. چیزها، نقطه شروع و بعد فکر می‌کنم از آنجا چند گزینه دارید که می‌توانید بگویید: "خب، چه کسی می‌داند، شاید بتوانم آن را در کنار هم انجام دهم." شما یک کار مشتری را بر عهده می گیرید و سعی می کنید وقتی از کار تمام وقت خود به خانه برگشتید، در کنار آنها کار کنید. اما خطری در این مورد وجود دارد زیرا باید تمام توجه خود را معطوف کنیددر شغل تمام وقت خود، و همچنین تمام توجه شما در کار آزاد خود، و آخرین کاری که می خواهید انجام دهید این است که مشتری فریلنسری خود احساس کند که وقت شما را نمی گیرد، زیرا این شروع بسیار بدی برای فریلنسری خواهد بود. .

ساندر ون دایک: کار دیگری که باید انجام دهید، و چیزی که من توصیه می کنم این است که فقط یک بافر ایجاد کنید، هر چه باشد، مانند اجاره آپارتمان خود در Airbnb برای دو ماه، خوردن پاستا برای سه ماه، هر چه باشد، صرفه جویی کنید. پول بسازید، پس انداز کنید، و بعد از اینکه کار خود را ترک کردید کمی مرخصی بگیرید تا اجازه دهید پروژه های جدید به طور طبیعی وارد شوند و همچنین می توانید تمام توجه خود را روی تلاش برای به دست آوردن آن پروژه های جدید معطوف کنید. وقتی کار تمام وقتم را ترک کردم، حدود سه تا شش ماه بافر داشتم. یکی دیگر از کارهایی که یک بافر به شما اجازه انجام آن را می دهد این است که به شما اجازه می دهد منتظر بمانید تا شغل مناسب وارد شود. بنابراین مشاغلی وجود داشتند که بلافاصله پس از ترک شغلم وارد شدند، اما به این معنی نیست که شما نیاز به این کار دارید. فورا آن ها را بگیرید اگر کمی بافر دارید، می‌توانید منتظر بمانید تا مورد مناسب وارد شود، زیرا در غیر این صورت زمانی که مورد مناسب وارد می‌شود، ممکن است در دیگری مشغول شوید.

ساندر ون دایک : پس بله، وقتی هنوز تمام وقت کار می کنید، کار آزاد پیدا کنید، چالش برانگیز است، اما امیدوارم این گزینه ها به شما ایده بدهند. مرخصی بگیرید، نمی دانم.

جوی کورنمن: یک چیز دیگر که می توانم بگویم، احساس می کنممثلاً برای برخی از افراد نمی‌خواهند این را بشنوند و گاهی اوقات گفتن آن به نوعی غیرمحبوب است، اما اگر یک شغل تمام وقت دارید، به این فکر می‌کنید که آزاد شوید و آن نمونه کارها را ندارید که فکر می‌کنید شما نیاز به رزرو دارید، هیچ تماسی ندارید، در تمام طول حرفه خود فقط در یک شغل کار کرده اید، باید چیزی سرمایه گذاری کنید، در ابتدا باید چیزی را فدا کنید، و این ممکن است خواب. شاید لازم باشد به مدت شش ماه هر روز دو تا سه ساعت کمتر بخوابید، و من می دانم که این چیزی شبیه به این است، "خب بد است، من در محل کار خواهم سوخت و خلاقیت من آسیب خواهد دید."

جوی کورنمن: بله، به هر حال این کار را انجام دهید، زیرا اگر این کار را نکنید، خیلی بیشتر طول می کشد. ایجاد آن شتابی که نیاز دارید بسیار سخت تر خواهد بود. منظورم این است که کار آزاد همان‌طور که برای من بود، همان‌طور که برای همه کسانی که تا به حال با آنها صحبت کرده‌ام این کار را انجام می‌دهند، حرکتی در آن وجود دارد. وقتی وارد آن می‌شوید، همان تخته سنگی هستید که همانجا نشسته است، درست است؟ و این همه تلاش برای به حرکت درآوردن آن می‌طلبد، اما زمانی که حرکت کند، در واقع ادامه دادن آن چندان سخت نیست. و بنابراین، اگر می‌خواهید فقط به مدت شش ماه خسته باشید، به طرف مقابلتان بگویید: "متاسفم عزیزم، من برای شش ماه بودن در این اطراف خیلی لذت خواهم برد. ارزشش را دارد." اما پس از آن شما بقیه عمر خود را دارید تا به نوعی آن سود را درو کنید. بنابراینمن می‌توانم بگویم، در خطر به نظر رسیدن کلیشه‌ای، می‌توانم بگویم شاید کمی خرد کنید، تا دیروقت بیدار بمانید، زود بیدار شوید، به‌جای تماشای Game of Thrones، یک قطعه خاص انجام دهید، روی نمونه کارها کار کنید.

ساندر ون دایک: من با شما موافقم. این یک چیز بسیار محبوب نیست که بسیاری از مردم بخواهند بشنوند، اما من در واقع بسیاری از این سوالات را دریافت می کنم. این چیزها زمان می برد، و در مورد آموزش نیز یکسان است، مثل اینکه ما این دوره را ساختیم، روش های حرکتی پیشرفته. داشتن مهارت های حرکتی پیشرفته چیزی نیست که در آخر هفته به آن دست پیدا کنید، و در واقع به همین دلیل است که من واقعاً می خواستم با مدرسه حرکت همکاری کنم. اول از همه، من مدام از بسیاری از مردم می شنوم که شما بچه ها کار واقعاً خوبی در تدریس انجام می دهید، و دلیل دیگر این است که کل این فرآیند اضافه زمان وجود دارد. این دگرگونی است که در طی چند هفته اتفاق می‌افتد و در واقع باید برای انجام تمرین‌های خاص زمان بگذارید تا بتوانید اجازه دهید همه مهارت‌های جدید در کار فرو روند و آنها را در کار واقعی به کار ببرید، زیرا اگر فقط می‌خواهید بروید برای تماشای ویدیوها، ممکن است آنها را فقط به عنوان سرگرمی تماشا کنید، اما بعد آنها را فراموش می کنید یا چیزی شبیه به آن.

ساندر ون دایک: مثل این است، "یک لحظه صبر کن، اگر من هستم من واقعاً تمام انرژی خلاقانه خود را برای ایجاد یک دوره آموزشی و برقراری ارتباط با تمام مهارت هایی که دارم، که بیش از 10 سال کار در این صنعت به دست آورده ام، صرف کنم، بهتر استاطمینان حاصل کنید که این کار بر روی بستری انجام می شود که افراد قادر به جذب آن مهارت ها باشند. و بله، گاهی اوقات باید برای آن وقت بگذارید. چنین چیزهایی زمان می برد. وقتم را گرفت.

جوی کورنمن: آره، این به من یادآوری می‌کند، فکر می‌کنم نقل قولی از اپرا وجود دارد، فکر می‌کنم در واقع این را گفته است، که می‌توانی هر چیزی را که می‌خواهی داشته باشی، نه به یکباره. و بنابراین من فکر می کنم این چیزی است که ما در اینجا می گوییم.

ساندر ون دایک: و این چیزی است که زمان می برد. می‌دانید، برای به دست آوردن همه این مهارت‌ها واقعاً زمان زیادی طول کشید، و چیزی که با گردآوری این دوره امیدوار هستم این است که واقعاً چند ماه یا چند هفته طول می‌کشد تا شما همین مهارت‌ها را به دست آورید. و این واقعاً چیزی است که من فکر می کنم در مورد ساختن دوره ای مانند این بسیار باورنکردنی است این است که این بخش مهندسی شده یادگیری است که شما فقط می توانید برای چند هفته مشاهده کنید و اگر مایل به اختصاص زمان و زمان هستید می توانید این تحول را پشت سر بگذارید. در تلاش شما همچنین باید در نظر بگیرید که خوب، شاید 10 سال پیش، حتی تلاش بیشتری می شد. به این فکر کنید که سال‌ها پیش چقدر زمان برای یادگیری چنین چیزی صرف می‌شد.

جوی کورنمن: بله، و من فکر می‌کنم که این به فریلنسینگ نیز منتقل می‌شود. منظورم این است که اکنون آسان‌تر از همیشه دسترسی به سهامداران و یافتن افرادی برای تماس است.

ساندر ون دایک: بله،استارت آپ های بیشتری در همه جا وجود دارد، ایده ها، رسانه های اجتماعی بیشتر، انواع مختلف کار بیشتر است.

جوی کورنمن: مشتریان بیشتری وجود دارد.

ساندر ون دایک: این دیگر فقط تبلیغات نیست. بله، می تواند بسیار پویا باشد.

جوی کورنمن: بنابراین ما این محدوده را پوشش داده ایم. ما چیزهای زیادی را در این پرسش و پاسخ پوشش داده ایم. این یک قسمت پادکست طولانی خواهد بود. اگر هنوز با ما هستید، ممنون می شویم. فقط دو تا سوال دارم ساندر، به آخر رسیدیم. با این حال، این اولین... در واقع، آنها هر دو دوزی هستند. سوال اول یه جورایی کثیف است و من واقعا کنجکاو هستم که نظر شما را در این مورد بشنوم. بنابراین سوال این است که آیا فکر می کنید After Effects در بالای مجموعه ابزار MoGraph باقی خواهد ماند؟ و آیا این روزها علاوه بر افترافکت از ابزار دیگری استفاده می کنید؟ برو.

ساندر ون دایک: بله، خواهد شد. و من فکر می کنم که گاهی اوقات ما واقعاً عادت کرده ایم که After Effects واقعاً چقدر ابزار شگفت انگیز است. با دنیای ما که به سرعت در حال تکامل است، ما به نوعی انتظار داریم که هر چیز دیگری نیز به سرعت تکامل یابد. اما بله، هنوز هم تا به امروز یک نرم‌افزار واقعاً، واقعاً خوب، کارآمد و توانمند است. و حتی اگر چیزی امروز منتشر شود که حتی به توانایی انجام کارهایی که افترافکت می‌تواند انجام دهد نزدیک می‌شود، فکر می‌کنم سال‌ها طول می‌کشد تا بقیه با آن به سرعت عمل کنند و تبدیل به استانداردی شود که در تمام استودیوهای دیگر پذیرفته شده است، و برای آن واقعاواقعا عمیقا ادغام شوند. حتی اگر استفاده از آن آسان باشد، زیرا اگر استفاده از آن را آسان کنید، چیزی مانند Final Cut Pro X دریافت می کنید، که همه ویرایشگرها مانند "آه، این چیست؟ این مانند Movie Maker برای ویرایش است. ما نمی رویم. برای به دست آوردن آن."

ساندر ون دایک: بنابراین منظورم این است که شما می توانید این داستان را در دنیای طراحی مشاهده کنید. ما اکنون برنامه های جالبی به نام Figma داریم که کاملاً آنلاین است. شما Affinity Designer را دارید که فکر می کنم رقیب مستقیم تری برای Photoshop و Illustrator است. شما همچنین Sketch را دارید که بازار خاص خود را برای طراحان رابط کاربری و مواردی از این دست پیدا کرده است. سوال من این است که آیا خودتان از هیچ یک از این برنامه ها استفاده می کنید؟ یا هنوز از دانه Adobe برای [نامفهوم 01:54:32] استفاده می کنید؟ چند وقت پیش این برنامه ها منتشر شد؟ و هنوز چقدر طول می کشد تا آنهایی که به نوعی دوست دارند بخش بزرگتری از بازار را به خود اختصاص دهند. من فکر می‌کنم که برای مدتی طولانی‌تر نیز با After Effects گیر خواهیم کرد، زیرا هرچه بیشتر آن را داشته باشیم، افراد بیشتری می‌دانند که چگونه کار می‌کند، ابزارهای بیشتری وجود خواهد داشت، ابزارهای بیشتری وجود خواهد داشت. کسب‌وکارهای اطراف آن، افراد بیشتری که واقعاً سرمایه‌گذاری می‌کنند و برای کسب‌وکارشان به چنین ابزاری وابسته هستند.

ساندر ون دایک: بنابراین من فکر می‌کنم که تا چند سال دیگر ادامه خواهد داشت.

جوی کورنمن: بله، موافقم. من همچنین فکر می کنم، After Effects اثر شبکه را ادامه می دهدبرای این. هرچه افراد بیشتری از After Effects استفاده کنند، قفل بیشتری با آن خواهید داشت. من فکر می کنم که شما این را در صنعت سه بعدی می بینید، درست است؟ شما دارید Cinema 4D به وضوح شگفت‌انگیز است، و همه از آن در طراحی حرکت استفاده می‌کنند، اما این تنها نرم‌افزار سه‌بعدی موجود نیست، نرم‌افزارهای دیگری نیز وجود دارند که دارای نقاط قوتی هستند که Cinema 4D ندارد، درست است. Modo از آنچه به من گفته شد، Modo در انواع خاصی از مدلینگ و مواردی از این قبیل قوی تر است. بنابراین دلیلی وجود ندارد، بگوییم که Modo نمی‌تواند استاندارد صنعت باشد، اما یکی از چیزهایی که Cinema 4D برای آن دنبال می‌کند این است که همه از Cinema 4D استفاده می‌کنند، به این معنی که همه می‌خواهند Cinema 4D را یاد بگیرند، یعنی استودیوها سینما را می‌خرند. 4D، و شکستن آن بسیار سخت است.

جوی کورنمن: و اتفاقاً، من باید به رکورد ادامه دهم و بگویم که فکر می‌کنم Cinema 4D شایسته استاندارد صنعت باشد، همانطور که After Effects. گاهی اوقات فکر می‌کنم مردم از سرعت توسعه ابزارهای خاص و مواردی از این قبیل ناامید می‌شوند، اما متوجه نمی‌شوند که ساختن چیزی مانند After Effects، و کار کردن و ادغام شدن آن، چه تلاش بزرگی است. با فتوشاپ و ایلاستریتور چه نوع ابزار شگفت انگیزی داریم که واقعاً بتوانیم از آن استفاده کنیم. اینطور نیست که بتوانید انگشتان خود را فشار دهید و چیزی داشته باشید که حتی با 50 درصد از ویژگی ها به خوبی کار کند. شما دارید صحبت می کنید، پنج تا 10 سال طول می کشداین را انجام دهید.

ساندر ون دایک: مغز من به طور خودکار می خواهد بفهمد که چگونه کارها را بهتر انجام دهد. من می دانم که بسیاری از انیماتورها چگونه کار می کنند، می دانم از چه نوع ابزارهایی می خواهند استفاده کنند، و پتانسیل را می بینم. وقتی برنامه‌ای مانند After Effects را می‌بینم، می‌توانم به این فکر کنم که ویژگی بعدی چه می‌تواند باشد، و استفاده از آن برای افراد چقدر مفید است. ابزاری که ما برای ایجاد طراحی حرکتی استفاده می‌کنیم، خود ابزار گاهی اوقات پیچیده‌تر از چیزی است که واقعاً می‌خواهید بسازید، و این یک مشکل است. و من فکر می کنم شما می توانید این اتفاق را در برنامه های ویرایش در حال حاضر مشاهده کنید. من با برخی از افراد YouTube که برای کانال خود ویدیو می‌سازند همکاری می‌کنم و سعی کردم Premiere Pro را به آنها آموزش دهم، اما این یک کابوس است، زیرا مشکلات فنی برنامه به قدری دشوار است که باید تمام وقت خود را صرف یادگیری نحوه استفاده از آنها کنید. اگر شما فردی باهوش فناوری نیستید.

ساندر ون دایک: اما من می‌توانم به آنها یاد بدهم که Final Cut Pro X چگونه کار می‌کند، زیرا این کار واقعاً آسان است و تقریباً می‌توانید به همان نتیجه برسید. پس این خیلی جالب است، درست است؟ بنابراین، حتی اگر هنوز هم بالاترین قدرت در صنعت است، و قوی‌ترین ابزاری است که می‌توانیم داشته باشیم، اما نمی‌توانیم به این فکر کنیم: "چطور می‌توانست بهتر باشد؟ چه کاری می‌توانیم انجام دهیم تا یک ابزاری که به افراد معمولی اجازه می‌دهد همان کارهایی را انجام دهند که شما می‌توانید در افترافکت انجام دهید؟» و این چیزی است که من واقعا [نامفهوم01:58:25]. من نمی توانم کمکی به آن کنم. مغز من می‌خواهد آن چیزها را بفهمد، و این فقط افترافکت نیست، زیرا برنامه‌های دیگری هم هستند که من از آنها استفاده می‌کنم. من از Screen Flow زیادی استفاده می کنم، چیزی که برای ضبط آموزش ها استفاده می کنیم، مواردی از این قبیل. می توانید صفحه نمایش خود را ضبط کنید. من از Final Cut Pro X استفاده کرده‌ام، اما فهرست بزرگی از به‌روزرسانی‌های ویژگی برای Final Cut Pro X نیز دارم.

ساندر ون دایک: چیزهایی که می‌بینم می‌توانستند بهتر انجام شوند، که من در برنامه های دیگری مانند Screen Flow واقعاً به خوبی انجام شده است. یکی از چیزهایی که به عنوان مثال Screen Flow دارد این است که شما می توانید دو لایه صوتی را به هم بکوبید، و به طور خودکار یک crossfade ایجاد می کند، حالا چقدر مفید است؟ داشتن این در Final Cut Pro X بسیار عالی خواهد بود. زیرا در Final Cut Pro X نمی توانید آن کلیپ ها را واقعاً همپوشانی کنید، زیرا یک جدول زمانی مغناطیسی دارد و هر بار که سعی می کنید دو کلیپ را به یکدیگر بکوبید، آنها از هر کدام طفره می روند. دیگر واقعا هوشمندانه و ایجاد تمام این محو شدن، که در حال رفتن به جدول زمانی خود را واقعا کثیف به نظر برسد. بنابراین من فقط فرصت های زیادی را می بینم، اما لزوماً به این معنی نیست که ابزارها مزخرف هستند، آنها هنوز هم ابزارهای واقعاً شگفت انگیزی هستند. و می‌دانید که در پایان روز، این فقط در مورد ساختن چیزهاست، و هر ابزاری که قرار است به شما اجازه انجام این کار را بدهد. دیده‌ام و شنیده‌ام از مردم این است که قبلاً می‌توانستید کنار بیاییدکاردستی خود را تا سطح معینی به یکباره فرصت‌های بیشتری نسبت به زمان دارید، و این تجملات را دارید که بتوانید کمی انتخاب کنید، و بنابراین باید به نوعی بفهمید که "من می‌گویم؟ بله بر اساس مبلغ دلاری که به من پیشنهاد می شود یا بر اساس فاکتور دیگری بله می گویم؟"

جوی کورنمن: خب، سوال اینجاست. چقدر باید در قبال پیام هایی که با کارمان در ارتباط هستیم و پیامدهای بد احتمالی این پیام ها مسئول باشیم؟ و فکر می‌کنم مثال واضحی که اخیراً در اخبار وجود دارد، چیزهای مهمی است، یعنی من از انتخاب کردن در فیس‌بوک متنفرم، اما منظورم این است که فیس‌بوک اخیراً در اخبار زیاد بوده است و این ساده‌ترین مثال برای بیرون کشیدن ذهن من است. می‌دانید، وقتی صحبت از «آیا باید از ابرقدرت‌های طراحی حرکتی‌ام برای کمک به بهتر جلوه دادن فیس‌بوک استفاده کنم؟» یک منطقه خاکستری اخلاقی وجود دارد. فقط به عنوان نمونه. پس چگونه در مورد آن فکر می کنید؟

ساندر ون دایک: درست است. خوب، بله یا نه گفتن به یک پروژه کاملاً به شما بستگی دارد، و واقعاً همه چیز به ارزش ها و نیازهای شما بستگی دارد، و من فقط می توانم واقعاً از جانب خودم صحبت کنم، اما انتخاب کرده ام که مهارت های خود را در اختیار شرکت ها قرار دهم. و افرادی که معتقدم به نحوی مثبت به جامعه و جهان کمک می کنند.

ساندر ون دایک: و من فقط برای کسی کار نمی کنم. من درباره شرکت یا افرادی که با آنها کار می کنم تحقیق می کنم و به آنها نگاه نمی کنم"هنرمند افتر افکت" بودن و واقعاً فقط دانستن افتر افکت و ندانستن یا دست زدن به فتوشاپ و ایلاستریتور یا برعکس. شما فقط می توانید نحوه طراحی در فتوشاپ و ایلاستریتور را بلد باشید و هیچ سرنخی از نحوه عملکرد افتر افکت نداشته باشید، و اکنون انتظار می رود که طراحان حرکت مدرن حداقل بدانند که هر سه این برنامه ها علاوه بر احتمالاً اندکی، چگونه کار می کنند. کمی سه بعدی و من فکر می‌کنم تا پنج سال دیگر از شما انتظار می‌رود که کمی از Unity درک کنید، زیرا زمان واقعی کار بسیار بزرگ‌تری خواهد بود زیرا ما طراحان حرکت بیشتری را وارد UI و زمینه‌های انیمیشن UI، برنامه‌هایی مانند Haiku می‌کنیم. . شما قبلاً به Sketch اشاره کردید، منظورم این است که ممکن است انتظار داشته باشید که Illustrator و sketch را بشناسید.

جوی کورنمن: بنابراین فکر می‌کنم پاسخ در این مرحله این است که به هر حال فقط دانستن After Effects کافی نیست. شما می دانید منظورم چیست؟ شما می‌توانید با دانستن آن کنار بیایید، اما فکر می‌کنم نه برای مدت طولانی‌تر و نه اگر می‌خواهید گزینه‌هایی داشته باشید. بنابراین من فکر می کنم که یادگیری ابزارهای بیشتر راه حل است.

ساندر ون دایک: درست است، و فکر می کنم درست مانند سرمایه گذاری در هر چیزی است. شما نمی خواهید فقط روی یک چیز سرمایه گذاری کنید، بلکه می خواهید مطمئن شوید که کمی تنوع دارید. بنابراین می‌خواهید مطمئن شوید که وقتی یک ابزار نتوانست کاری را انجام دهد که واقعاً دوست دارید انجام دهید، می‌توانید به ابزار دیگری بروید، زیرا افترافکت گاهی اوقات با شکست مواجه می‌شود و گاهی اوقات انجام آن آسان است.چیزهایی مانند Cinema 4D. شما فقط آن را در آنجا انجام می دهید، و آن را به After Effects برمی گردانید، بنابراین می خواهید در آنجا تنوع ایجاد کنید. و واقعاً مهم نیست که از چه برنامه ای استفاده می کنید، در حال حاضر بهتر است از After Effects استفاده کنید، اما شاید پنج سال بعد بهتر باشد از برنامه دیگری استفاده کنید.

جوی کورنمن: بله ، نمونه های زیادی از آن در صنایع مختلف وجود دارد. بله، ما برخی از آن‌ها را در طراحی حرکتی می‌بینیم، اما من فکر می‌کنم که شما ضربه‌ای به سر می‌زنید، در نهایت به نرم‌افزار مربوط نمی‌شود، بلکه به اصول پشت کار شما مربوط می‌شود. بنابراین ما را به سؤال نهایی Sander Q و A می‌رسانیم. و سؤال این است که بزرگترین چالش شما در حال حاضر در مورد چیست؟ چون سوال در مورد شغل شما بود، و شما می توانید در مورد آن صحبت کنید، اما من کنجکاو هستم، بزرگترین چالش شما در حال حاضر چیست؟

ساندر ون دایک: می توانم بگویم که فکر می کنم همیشه همین چالش بوده است. . همه ما در این جامعه بزرگ می شویم که شما می روید شغل پیدا کنید، درست است؟ و یافتن شغل و کار کردن برای شخص دیگری اساساً، بله، کار کردن برای شخص دیگری است. پس روی رویاهای چه کسی کار می کنید؟ رویاهای خودت یا دیگران؟ بنابراین فکر می‌کنم یکی از بزرگترین چالش‌های زندگی من، و مانند یک چالش مداوم است، چگونه می‌توانم مطمئن شوم که زمان خود را پس می‌گیرم؟ تا بتوانم تصمیم بگیرم که وقتم را برای چه چیزی و چه چیزی صرف کنمپروژه هایی که روی آنها کار می کنم و اینکه چه افرادی را برای توانمندسازی با مهارت هایی که دارم انتخاب می کنم. قرار است با دانش و ابزاری که دارم از چه کسی حمایت کنم؟ بله، بازخرید وقت خودم حداقل چالش بی‌نهایت زندگی در این جامعه خاص است.

جوی کورنمن: من در مورد شما نمی‌دانم، اما من خسته شده‌ام و از این موضوع عصبانی هستم. همان زمان بعد از آن گفتگو همه چیزهایی که ذکر کردیم در یادداشت های نمایش این قسمت در schoolofmotion.com خواهد بود و روش های حرکت پیشرفته را در سایت ما بررسی کنید. این پیشرفته ترین کلاسی است که تاکنون ساخته ایم، و ساندر با تولید و کیفیت دروس در این کلاس واقعاً از خودش پیشی گرفته است، ما به آن افتخار می کنیم. و برای این قسمت تمام شد. از اینکه در این پادکست ماراتن با ما همراه بودید و همراه ما بودید بسیار سپاسگزارم، و من شما را در پادکست بعدی خواهم دید.

اسکرول به بالا